conservatist

[ایالات متحده]/[ˈkɒnzəvətɪst]/
[بریتانیا]/[ˈkɑːnsərvətɪst]/

ترجمه

n. شخصی که دیدگاه‌های سیاسی محافظهکار دارد؛ حامی سیاست‌ها یا اصول محافظهکار.
adj. دارای دیدگاه یا اصول محافظهکار.

جملات نمونه

the conservative candidate won by a landslide victory.

نامزد محافظه کار با پیروزی گسترده ای مواجه شد.

she is a fiscal conservative, prioritizing balanced budgets.

او یک محافظه کار مالی است که بودجه های متوازن را اولویت می برد.

his conservative views on immigration sparked debate.

نظرات محافظه کار او در مورد مهاجرت بحث را برانگیخت.

the party's conservative wing is gaining influence.

گروه محافظه کار حزب تأثیر بیشتری پیدا کرده است.

many conservatives support lower taxes and less regulation.

بسیاری از محافظه کاران حمایت از مالیات کمتر و کمتر مقررات را پشتیبانی می کنند.

he's a social conservative, opposing same-sex marriage.

او یک محافظه کار اجتماعی است که از ازدواج هم جنس مخالف است.

the conservative media outlet presented a biased perspective.

منابع خبری محافظه کار یک نگاه موروثی ارائه داد.

she described herself as a moderate conservative.

او خود را یک محافظه کار معتدل توصیف کرد.

the conservative approach emphasized traditional values.

رویکرد محافظه کاری ارزش های سنتی را تأکید می کرد.

he is a staunch conservative and rarely compromises.

او یک محافظه کار سخت گیر است و به ندرت تسلیم می کند.

the conservative think tank published a new report.

مرکز تحقیقاتی محافظه کار گزارش جدیدی منتشر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید