consign

[ایالات متحده]/kənˈsaɪn/
[بریتانیا]/kənˈsaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به کسی دیگر برای فروش واگذار کردن; تحویل دادن به; رها کردن یا دور انداختن (شخص یا چیز)
Word Forms
قسمت سوم فعلconsigned
صفت یا فعل حال استمراریconsigning
شکل سوم شخص مفردconsigns
زمان گذشتهconsigned

عبارات و ترکیب‌ها

consign to oblivion

به فراموشی سپردن

consign to defeat

به شکست سپردن

consign to history

به تاریخ سپردن

consign to posterity

به آیندگان سپردن

جملات نمونه

consign a task to sb.

سپردن وظیفه‌ای به کسی

consign sth. to mothballs

نگهداری چیزی در انبار یا انباری

to consign money in a bank

سپرده کردن پول در بانک

consign a letter to the post

ارسال یک نامه به پست

be consigned to misery

به بدبختی دچار شدن

to consign goods by rail

ارسال کالاها با قطار

he consigned three paintings to Sotheby's.

او سه نقاشی را به ساتبیز سپرد.

it should be consigned to the scrap heap of technological history.

باید به سطل زباله تاریخ فناوری سپرده شود.

The goods have been consigned to you by air.

کالاها از طریق هوا به شما ارسال شده اند.

The goods were consigned to you by railway.

کالاها از طریق راه آهن به شما ارسال شدند.

Orphaned children were consigned to institutions.

کودکان یتیم به مراکز نگهداری سپرده شدند.

she consigned the letter to the waste-paper basket.

او نامه را به سبد سطل زباله سپرد.

The father consigned the child to his sister's care.

پدر کودک را به مراقبت خواهرش سپرد.

The captured rebels were consigned to the dungeons.

متمردان اسیر به دخمه ها سپرده شدند.

She consigned his letter to the waste basket.

او نامه او را به سبد سطل زباله سپرد.

The politicians who lost the elections will be consigned to the dustbin of history.

سیاستمدتانی که در انتخابات شکست خوردند به سطل زباله تاریخ سپرده خواهند شد.

"So I will pollute the princes of the sanctuary, And I will consign Jacob to the ban and Israel to revilement.

پس من شاهزادگان معبد را آلوده خواهم کرد و اسرائیل را به تحقیر و تحقیر יעקב.

The patient was committed to the hospital. Toconsign is to transfer to another's custody or charge:

بیمار به بیمارستان منتقل شد. سپرده دادن به معنای انتقال به مراقبت یا مسئولیت دیگری است:

They can’t just consign me to the scrap heap because I’m over fifty!

آنها نمی توانند فقط مرا به سطل زباله بفرستند چون من از پنجاه سال بیشتر دارم!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید