consol

[ایالات متحده]/ˈkɔnsəl/
[بریتانیا]/ˈkɑnsɑl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کنسول - یک دستگاه رادیویی بی‌سیم چندمنطقه‌ای که برای ارائه خدمات ناوبری و ارتباطات استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعconsols

عبارات و ترکیب‌ها

consolatory words

کلمات دلداری

consolation prize

جایزه تسلی‌بخش

consoling embrace

آغوش تسلی‌بخش

جملات نمونه

a chaste, consoling embrace.

آغوش پاک و دل‌نواز

They perfunctorily consoled him with a few words.

آنها به طور سطحی او را با چند کلمه تسلی دادند.

Consols may fall and suffragettes may rise.

ممکن است کنسول ها سقوط کنند و فعالان حقوق زنان سر بر آورند.

consoling a woman on the death of her husband;

تسلی دادن یک زن در هنگام مرگ همسرش;

Whether Consols were going up or not, London had become a terrific property.

صرف نظر از اینکه آیا کنسول ها در حال افزایش بودند یا نه، لندن به یک دارایی ترسناک تبدیل شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید