conspicuous

[ایالات متحده]/kənˈspɪkjuəs/
[بریتانیا]/kənˈspɪkjuəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی قابل توجه یا جلب توجه، برجسته یا چشمگیر.

عبارات و ترکیب‌ها

conspicuous consumption

مصرف نمایشی

conspicuous place

محل چشمگیر

conspicuous position

موقعیت برجسته

جملات نمونه

a conspicuous landmark

یک نقطه مرجع برجسته

There was a conspicuous landmark ahead.

یک نقطه مرجع برجسته در پیش رو وجود داشت.

hang a picture in a conspicuous place

یک عکس را در یک مکان برجسته آویزان کنید.

he was very thin, with a conspicuous Adam's apple.

او بسیار لاغر بود، با یک ترقوه برجسته.

he showed conspicuous bravery.

او شجاعت برجسته ای نشان داد.

He was conspicuous among his colleagues.

او در بین همکارانش برجسته بود.

Her outlandish attire made her conspicuous in the crowd.

لباس عجیب و غریب او باعث شد در میان جمعیت به چشم بیاید.

Its coloring makes it highly conspicuous.

رنگ آن باعث می شود که به شدت برجسته به نظر برسد.

When it came to cleaning up afterwards, Anne was conspicuous by her absence.

وقتی صحبت از تمیز کردن بعد رسید، غیبت آن بزرگ بود.

primitive marine animal having a saclike unsegmented body and a urochord (a notochord) conspicuous in the larva.

یک حیوان دریایی اولیه با بدنی کیسه مانند و غیر قطعه ای و یک اوروکورد (نتارک) که در لارو قابل مشاهده است.

Combined with financial ratio, the RIV model is characterized by more conspicuous objectivity and verifiability.

همراه با نسبت مالی، مدل RIV با عینیت و قابلیت تأیید بیشتر مشخص می شود.

Tax laws were discriminatorily enforced, conspicuous surveillance and visible "investigative" interviews with activists, and grand jury subpoenas.

قوانین مالیاتی به طور تبعیض آمیز اجرا شدند، نظارت آشکار و مصاحبه های قابل مشاهده "تحقیقاتی" با فعالان و احضاریه های هیئت منصفه.

Despite Arsenal's continued resilience against the deal, he was conspicuous by his absence from the team photocall at the Emirates Stadium on Thursday.

با وجود مقاومت مداوم آرسنال در برابر این معامله، او به دلیل غیبت خود در عکاسی تیم در استادیوم امارات در روز پنجشنبه، برجسته بود.

It is bestowed for conspicuous gallantry and intrepidity at the risk of life, above and beyond the call of duty, in actual combat against an armed enemy force.

این نشان به دلیل شجاعت و جسارت چشمگیر در معرض خطر مرگ، فراتر از وظیفه، در نبرد واقعی با دشمن مسلح اعطا می شود.

She's always conspicuous because of her bright clothes and queer hair style.

او همیشه به دلیل لباس های روشن و مدل موی عجیبش برجسته است.

the tendency of disyllable is obvious;the trend of foreign words' many entity is conspicuous;the phenomenon of calque is popular;and most of them are vivid and used as spoken language.

تمایل به دو هجا آشکار است؛ روند وجود چند وجهی کلمات خارجی قابل توجه است؛ پدیده وام گیری رایج است و بیشتر آنها زنده و به عنوان زبان گفتاری استفاده می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید