constellated

[ایالات متحده]/ˈkɒnstəleɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈkɑnstəleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عنوان یک صورت فلکی شکل گرفتن یا ظاهر شدن؛ تجمع یا گرد هم آمدن؛ با ستاره‌ها تزئین کردن؛ زینت دادن یا زیبا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

constellated stars

ستاره‌های دنباله‌دار

constellated patterns

الگوهای دنباله‌دار

constellated skies

آسمان‌های دنباله‌دار

constellated map

نقشه دنباله‌دار

constellated light

نور دنباله‌دار

constellated regions

مناطق دنباله‌دار

constellated images

تصاویر دنباله‌دار

constellated designs

طرح‌های دنباله‌دار

constellated formations

تشکیل‌های دنباله‌دار

constellated elements

عناصر دنباله‌دار

جملات نمونه

the night sky was constellated with bright stars.

آسمان شب با ستارگان درخشان پوشیده شده بود.

her thoughts were constellated around the idea of freedom.

افکار او حول ایده آزادی متمرکز بود.

the artwork was constellated with various vibrant colors.

این اثر هنری با رنگ‌های متنوع و پر جنب و جوش تزئین شده بود.

the data was constellated to show clear trends.

داده‌ها به گونه‌ای سازماندهی شده بود تا روند‌های آشکار را نشان دهد.

the garden was constellated with flowers of different species.

باغ با گل‌های گونه‌های مختلف تزئین شده بود.

her memories were constellated in a vivid dream.

خاطرات او در یک رویای زنده متمرکز بودند.

the conference was constellated with experts from various fields.

این کنفرانس با حضور متخصصان از زمینه‌های مختلف برگزار شد.

the stars were constellated in a beautiful pattern.

ستارگان در یک الگوی زیبا قرار داشتند.

the team was constellated to tackle the complex project.

تیم برای مقابله با پروژه پیچیده سازماندهی شد.

the stories were constellated around shared experiences.

داستان‌ها حول تجربیات مشترک متمرکز بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید