consulship

[ایالات متحده]/ˈkɒnslʃɪp/
[بریتانیا]/ˈkɑnslʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موقعیت یا سمت کنسول
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

honorary consulship

کنسولگری افتخاری

diplomatic consulship

کنسولگری دیپلماتیک

consulship duties

وظایف کنسولگری

consulship appointment

انتصاب کنسولی

consulship office

دفتر کنسولگری

consulship rights

حقوق کنسولی

consulship term

مدت کنسولگری

consulship application

درخواست کنسولگری

consulship functions

توابع کنسولگری

consulship regulations

مقررات کنسولگری

جملات نمونه

his consulship was marked by significant diplomatic achievements.

دوره معاونت او با دستاوردهای دیپلماتیک قابل توجه مشخص شد.

during her consulship, trade relations improved dramatically.

در طول دوره معاونت او، روابط تجاری به طور چشمگیری بهبود یافت.

he aspired to the consulship after years of public service.

او پس از سال‌ها خدمت عمومی به سمت معاونت جاه‌طلبی کرد.

the consulship requires strong leadership and negotiation skills.

معاونت نیاز به رهبری قوی و مهارت‌های مذاکره دارد.

her consulship ended with a successful treaty.

دوره معاونت او با یک پیمان موفقیت‌آمیز به پایان رسید.

he was appointed to the consulship in a foreign country.

او برای تصدی معاونت در یک کشور خارجی منصوب شد.

the consulship provides a unique opportunity for cultural exchange.

معاونت فرصتی منحصر به فرد برای تبادل فرهنگی فراهم می‌کند.

many aspire to the consulship for its prestige and influence.

بسیاری برای اعتبار و نفوذ آن، به سمت معاونت جاه‌طلبی می‌کنند.

his consulship was characterized by a focus on humanitarian issues.

دوره معاونت او با تمرکز بر مسائل بشردوستانه مشخص شد.

the consulship demands a deep understanding of international law.

معاونت نیازمند درک عمیقی از قوانین بین‌المللی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید