continuator

[ایالات متحده]/kənˈtɪnjʊeɪtə/
[بریتانیا]/kənˈtɪnueɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که ادامه می‌دهد یا ادامه می‌دهد؛ جانشین یا وارث
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

continuator role

نقش ادامه دهنده

continuator function

تابعیت ادامه دهنده

continuator model

مدل ادامه دهنده

continuator process

فرآیند ادامه دهنده

continuator tool

ابزار ادامه دهنده

continuator strategy

استراتژی ادامه دهنده

continuator approach

رویکرد ادامه دهنده

continuator system

سیستم ادامه دهنده

continuator concept

مفهوم ادامه دهنده

continuator perspective

دیدگاه ادامه دهنده

جملات نمونه

he is a great continuator of the project.

او یک ادامه دهندهٔ بزرگ پروژه است.

the continuator of the series kept the audience engaged.

ادامه دهندهٔ مجموعه، مخاطبان را درگیر نگه داشت.

as a continuator, she brought new ideas to the table.

به عنوان یک ادامه دهنده، او ایده های جدیدی را مطرح کرد.

the role of a continuator is crucial in any team.

نقش یک ادامه دهنده در هر تیمی بسیار مهم است.

he was chosen as the continuator of the legacy.

او به عنوان ادامه دهندهٔ میراث انتخاب شد.

the continuator must understand the original vision.

ادامه دهنده باید درک کند که دیدگاه اصلی چیست.

she has proven to be an effective continuator of the tradition.

او ثابت کرده است که یک ادامه دهندهٔ مؤثر سنت است.

finding a good continuator is essential for success.

پیدا کردن یک ادامه دهندهٔ خوب برای موفقیت ضروری است.

the continuator faced many challenges in the project.

ادامه دهنده با چالش های زیادی در پروژه روبرو شد.

as a continuator, he respected the original creator's work.

به عنوان یک ادامه دهنده، او به کار سازندهٔ اصلی احترام گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید