contrastive

[ایالات متحده]/kən'trɑ:stiv/
[بریتانیا]/kənˈtræstɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ویژگی‌دار با تضاد

عبارات و ترکیب‌ها

contrastive analysis

تجزیه مقایسه‌ای

جملات نمونه

In contrastive analysis, researchers compare two languages to identify differences.

در تحلیل تطبیقی، محققان زبان‌ها را برای شناسایی تفاوت‌ها مقایسه می‌کنند.

She used a contrastive color scheme to make her painting more dynamic.

او از یک طرح رنگی متضاد برای پویایی بیشتر نقاشی خود استفاده کرد.

The contrastive study of different teaching methods revealed interesting results.

مطالعه تطبیقی روش‌های آموزشی مختلف نتایج جالبی را نشان داد.

The contrastive elements in the design create a visually striking effect.

عناصر متضاد در طراحی جلوه‌ای بصری چشمگیر ایجاد می‌کنند.

Contrastive conjunctions like 'but' and 'however' are used to show differences in ideas.

حروف ربط متضاد مانند 'اما' و 'با این حال' برای نشان دادن تفاوت در ایده‌ها استفاده می‌شوند.

The contrastive lighting in the room highlighted the artwork on the walls.

نورپردازی متضاد در اتاق، آثار هنری را روی دیوارها برجسته کرد.

Contrastive analysis is a useful tool for language teachers to understand students' errors.

تحلیل تطبیقی ابزاری مفید برای معلمان زبان برای درک اشتباهات دانش‌آموزان است.

The contrastive black and white photographs captured the essence of the city.

عکس‌های سیاه و سفید متضاد، جوهر شهر را به تصویر کشیدند.

Contrastive stress can change the meaning of a sentence.

تاکید متضاد می‌تواند معنای یک جمله را تغییر دهد.

The contrastive use of textures in the interior design added depth to the space.

استفاده متضاد از بافت‌ها در طراحی داخلی، عمق بیشتری به فضا بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید