contusing

[ایالات متحده]/kənˈtjuːzɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈtuːzɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری contuse، به معنای آسیب زدن یا کبود کردن (گوشت)

عبارات و ترکیب‌ها

contusing injury

آسیب کبریتی

contusing force

نیروی کبریتی

contusing impact

اثر ضربه کبریتی

contusing trauma

تروما کبریتی

contusing blow

ضربه کبریتی

contusing event

واقعه کبریتی

contusing accident

حادثه کبریتی

contusing wound

زخم کبریتی

contusing pain

درد کبریتی

contusing symptoms

علائم کبریتی

جملات نمونه

he was contusing the idea of starting a new business.

او در حال درهم آمیختن ایده شروع یک کسب و کار جدید بود.

the athlete suffered from a contusing injury during the game.

ورزشکار دچار آسیب‌دیدگی ضربه‌ای در طول مسابقه شد.

contusing thoughts can often lead to confusion.

افکار گیج‌کننده اغلب می‌توانند منجر به سردرگمی شوند.

she was contusing her priorities before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری در حال درهم آمیختن اولویت‌های خود بود.

contusing emotions can be overwhelming at times.

احساسات گیج‌کننده گاهی اوقات می‌توانند طاقت‌فرسا باشند.

the report was contusing various aspects of the project.

گزارش جنبه‌های مختلف پروژه را در هم آمیخت.

he kept contusing the facts, making it hard to understand.

او دائماً واقعیت‌ها را در هم می‌آمیخت و درک آن را دشوار می‌کرد.

contusing messages can create misunderstandings.

پیام‌های گیج‌کننده می‌توانند سوء تفاهم ایجاد کنند.

they were contusing their strategies for the upcoming competition.

آنها در حال درهم آمیختن استراتژی‌های خود برای مسابقه آینده بودند.

contusing signals from the environment can affect our decisions.

سیگنال‌های گیج‌کننده از محیط می‌توانند بر تصمیمات ما تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید