convecting

[ایالات متحده]/kənˈvɛktɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈvɛktɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ایجاد گردش هوای گرم یا انتقال گرما به وسیله همرفت

عبارات و ترکیب‌ها

convecting heat

گرمایش همرفتی

convecting fluids

سیالات همرفتی

convecting air

هوا همرفتی

convecting currents

جریان‌های همرفتی

convecting motion

حرکت همرفتی

convecting particles

ذرات همرفتی

convecting system

سیستم همرفتی

convecting layers

لایه‌های همرفتی

convecting processes

فرآیندهای همرفتی

convecting energy

انرژی همرفتی

جملات نمونه

the warm air is convecting upwards, creating a breeze.

هوا گرم به سمت بالا در حال همرفتی است و نسیمی ایجاد می‌کند.

in the kitchen, the heat is convecting through the oven.

در آشپزخانه، گرما از طریق فر در حال همرفت است.

water is convecting in the pot as it boils.

آب در حال همرفت در قابلمه است زیرا در حال جوشیدن است.

the earth's mantle is convecting, driving plate tectonics.

مانتل زمین در حال همرفت است و باعث رانش صفحات پوسته زمین می‌شود.

heat is convecting away from the hot surface.

گرما از سطح داغ به سمت بیرون در حال همرفت است.

during the summer, warm air is constantly convecting.

در طول تابستان، هوای گرم به طور مداوم در حال همرفت است.

the fireplace is convecting warmth throughout the room.

شومینه گرما را در سراسر اتاق به جریان در می‌آورد.

convecting currents can influence weather patterns.

جریان‌های همرفتی می‌توانند بر الگوهای آب و هوا تأثیر بگذارند.

the scientist studied how the fluid was convecting in the tank.

دانشمند نحوه همرفت سیال در مخزن را مطالعه کرد.

hot air rises by convecting, cooling as it goes.

هوا گرم با همرفت بالا می‌رود و در حین رفتن خنک می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید