conventionalized norms
هنجارهای قراردادی
conventionalized practices
الگوهای رفتاری قراردادی
conventionalized ideas
ایدههای قراردادی
conventionalized forms
فرمهای قراردادی
conventionalized methods
روشهای قراردادی
conventionalized symbols
نمادهای قراردادی
conventionalized language
زبان قراردادی
conventionalized roles
نقشهای قراردادی
conventionalized structures
ساختارهای قراردادی
conventionalized beliefs
باورهای قراردادی
his ideas were conventionalized over time.
ایدههای او در طول زمان دچار تثبیت و تکرار شدند.
the artist's style became conventionalized in the 20th century.
سبک هنرمند در قرن بیستم دچار تثبیت و تکرار شد.
conventionalized practices can sometimes stifle creativity.
گاهی اوقات، روشهای تثبیتشده میتوانند خلاقیت را محدود کنند.
her unconventional approach was eventually conventionalized.
رویکرد غیرمتعارف او در نهایت دچار تثبیت و تکرار شد.
conventionalized norms often dictate social behavior.
معیارهای تثبیتشده اغلب رفتار اجتماعی را تعیین میکنند.
the language became conventionalized through repeated use.
زبان از طریق استفاده مکرر دچار تثبیت و تکرار شد.
his research revealed how certain ideas were conventionalized.
تحقیقات او نشان داد که چگونه برخی از ایدهها دچار تثبیت و تکرار شدند.
conventionalized symbols can lose their original meaning.
نمادهای تثبیتشده میتوانند معنای اصلی خود را از دست بدهند.
many cultural practices have become conventionalized over generations.
بسیاری از آداب و رسوم فرهنگی در طول نسلها دچار تثبیت و تکرار شدهاند.
conventionalized expressions are often used in everyday conversation.
عبارات تثبیتشده اغلب در مکالمات روزمره استفاده میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید