cooly

[ایالات متحده]/ˈkuːli/
[بریتانیا]/ˈkuːli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگر از آسیا، به ویژه در زمینه خدمتکاری قراردادی؛ یک کارگر غیر ماهر
Word Forms
جمعcoolies

عبارات و ترکیب‌ها

cooly done

به خوبی انجام شد

cooly accepted

به خوبی پذیرفته شد

cooly stated

به خوبی بیان شد

cooly handled

به خوبی مدیریت شد

cooly responded

به خوبی پاسخ داد

cooly observed

به خوبی مشاهده کرد

cooly explained

به خوبی توضیح داد

cooly approached

به خوبی نزدیک شد

cooly managed

به خوبی مدیریت کرد

cooly expressed

به خوبی بیان کرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید