cordia

[ایالات متحده]/ˈkɔːdiə/
[بریتانیا]/ˈkɔrdiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جنس درختان و درختچه‌های گرمسیری؛ برند اتومبیل
Word Forms
جمعcordias

عبارات و ترکیب‌ها

cordia tree

درخت کوردیایم

cordia fruit

میوه کوردیا

cordia species

گونه‌های کوردیا

cordia oil

روغن کوردیا

cordia leaf

برگ کوردیا

cordia flower

گل کوردیا

cordia wood

چوب کوردیا

cordia plant

گیاه کوردیا

cordia habitat

زیستگاه کوردیا

cordia genus

سرده کوردیا

جملات نمونه

she felt a strong cordia with her childhood friends.

او احساس ارتباط قوی با دوستان دوران کودکی خود کرد.

the artist's work evokes a sense of cordia in the viewers.

آثار هنرمند، احساسی از صمیمیت را در بینندگان برمی انگیزد.

he expressed his cordia for nature through his poetry.

او از طریق شعر خود، صمیمیت خود را با طبیعت بیان کرد.

the community showed great cordia during the festival.

جامعه در طول جشنواره صمیمیت زیادی نشان داد.

they developed a deep cordia over years of collaboration.

آنها در طول سال‌ها همکاری، صمیمیت عمیقی را توسعه دادند.

her cordia for the project inspired the entire team.

صمیمیت او با پروژه، کل تیم را الهام بخشید.

the novel explores themes of cordia and friendship.

رمان به بررسی موضوعات صمیمیت و دوستی می پردازد.

he felt a cordia with the characters in the story.

او با شخصیت های داستان احساس صمیمیت کرد.

the documentary highlighted the cordia between humans and animals.

مستند صمیمیت بین انسانها و حیوانات را برجسته کرد.

she found a sense of cordia in her new community.

او در جامعه جدید خود حسی از صمیمیت یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید