corkscrewed

[ایالات متحده]/ˈkɔːkskruːd/
[بریتانیا]/ˈkɔrkˌskrud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با یک حرکت چرخشی بیرون کشیدن; به صورت مارپیچ حرکت کردن; پرس و جو یا تحقیق کردن

عبارات و ترکیب‌ها

corkscrewed wine

شراب چکش‌کاری شده

corkscrewed bottle

بطری چکش‌کاری شده

corkscrewed shape

شکل چکش‌کاری شده

corkscrewed design

طراحی چکش‌کاری شده

corkscrewed handle

دسته چکش‌کاری شده

corkscrewed motion

حرکت چکش‌کاری شده

corkscrewed twist

پیچ چکش‌کاری شده

corkscrewed path

مسیر چکش‌کاری شده

corkscrewed effect

اثر چکش‌کاری شده

corkscrewed movement

جابجایی چکش‌کاری شده

جملات نمونه

the wine bottle was corkscrewed open with ease.

بطری شراب به راحتی با استفاده از درب‌بازکن باز شد.

he corkscrewed the cork out of the bottle.

او درب بطری را با استفاده از درب‌بازکن خارج کرد.

the path corkscrewed down the steep hill.

مسیر به صورت مارپیچ از تپه شیب‌دار پایین می‌آمد.

she corkscrewed her way through the crowded market.

او با حرکت مارپیچ از میان بازار شلوغ عبور کرد.

the roller coaster corkscrewed around the track.

قطار کوهستانی به صورت مارپیچ در مسیر حرکت می‌کرد.

he corkscrewed the wire into the wall for stability.

او سیم را برای استحکام به دیوار پیچ کرد.

the dancer corkscrewed her body gracefully.

رقصنده با حرکتی زیبا و مارپیچ، بدن خود را به حرکت درآورد.

they corkscrewed the tent pegs into the ground.

آنها میخ‌های چادر را به زمین پیچ کردند.

the chef corkscrewed the pasta into the sauce.

سرآشپز پاستا را به سس اضافه کرد.

the cable corkscrewed around the pole.

کابل به دور قطب به صورت مارپیچ پیچیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید