corneous

[ایالات متحده]/ˈkɔːnɪəs/
[بریتانیا]/ˈkɔrniəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شاخ‌مانند؛ کراتینی؛ شاخی؛ شبیه شاخ

عبارات و ترکیب‌ها

corneous layer

لایه قرنی

corneous tissue

بافت قرنی

corneous structure

ساختار قرنی

corneous material

مواد قرنی

corneous cells

سلول‌های قرنی

corneous formation

تشکیل قرنی

corneous growth

رشد قرنی

corneous surface

سطح قرنی

corneous appendage

الحاقه‌ی قرنی

corneous covering

پوشش قرنی

جملات نمونه

the corneous layer of the skin protects against environmental damage.

لایه شاخصی پوست از پوست در برابر آسیب‌های محیطی محافظت می‌کند.

corneous structures are found in many animals, including birds and reptiles.

ساختارهای شاخصی در بسیاری از حیوانات از جمله پرندگان و خزندگان یافت می‌شوند.

some fish have corneous scales that provide additional protection.

برخی از ماهی‌ها فلس‌های شاخصی دارند که محافظت بیشتری را فراهم می‌کنند.

the corneous beak of the parrot is perfect for cracking nuts.

منقار شاخصی طوطی برای شکستن آجیل‌ها عالی است.

corneous horns are a characteristic feature of many mammals.

شاخص‌های شاخصی یک ویژگی مشخص از بسیاری از پستانداران هستند.

insects often have corneous exoskeletons for protection.

حشرات اغلب دارای اسکلت بیرونی شاخصی برای محافظت هستند.

the corneous surface of the shell helps protect the mollusk inside.

سطح شاخصی صدف به محافظت از نرم تنان در داخل کمک می‌کند.

corneous tissues can be found in the hooves of horses.

بافت‌های شاخصی را می‌توان در سم اسب یافت.

understanding the role of corneous structures in evolution is crucial.

درک نقش ساختارهای شاخصی در تکامل بسیار مهم است.

corneous formations can indicate the health of an animal.

تشکیلاتی شاخصی می‌توانند نشان‌دهنده سلامت یک حیوان باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید