cornier

[ایالات متحده]/ˈkɔː.nɪə/
[بریتانیا]/ˈkɔːr.nɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیش از حد خنده‌دار; کسل‌کننده یا قدیمی

عبارات و ترکیب‌ها

cornier than ever

غریبه‌تر از همیشه

cornier jokes

جک‌های اغراق‌آمیزتر

cornier lines

خطوط اغراق‌آمیزتر

cornier moments

لحظات اغراق‌آمیزتر

cornier stories

داستان‌های اغراق‌آمیزتر

cornier themes

مضامین اغراق‌آمیزتر

cornier endings

پایان‌های اغراق‌آمیزتر

cornier ideas

ایده‌های اغراق‌آمیزتر

cornier expressions

عبارات اغراق‌آمیزتر

cornier plots

طرح‌های اغراق‌آمیزتر

جملات نمونه

his jokes are getting cornier every day.

نکات خنده‌دار او هر روز آبکی‌تر می‌شوند.

that romantic movie was a bit cornier than i expected.

آن فیلم عاشقانه کمی آبکی‌تر از آن چیزی که انتظار داشتم بود.

she loves cornier songs from the 80s.

او عاشق آهنگ‌های آبکی‌تر از دهه 80 است.

sometimes i enjoy cornier tv shows for a good laugh.

گاهی اوقات از تماشای برنامه‌های تلویزیونی آبکی‌تر برای خندیدن لذت می‌برم.

his pickup lines are getting cornier by the minute.

خطاب‌های او هر دقیقه آبکی‌تر می‌شوند.

that commercial was so corny, i couldn't stop laughing.

تبلیغ آنقدر آبکی بود که نتوانستم جلوی خنده خود را بگیرم.

she rolled her eyes at his cornier attempts at humor.

او با دیدن تلاش‌های خنده‌دار او چشمانش را چرخاند.

he loves to tell cornier stories at family gatherings.

او عاشق تعریف داستان‌های آبکی‌تر در جمع‌های خانوادگی است.

it's hard to find a movie that isn't a bit cornier nowadays.

امروزه پیدا کردن فیلمی که کمی آبکی نباشد سخت است.

her cornier puns always make everyone smile.

بازی‌های زبانی آبکی‌تر او همیشه باعث لبخند همه می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید