cornier than ever
غریبهتر از همیشه
cornier jokes
جکهای اغراقآمیزتر
cornier lines
خطوط اغراقآمیزتر
cornier moments
لحظات اغراقآمیزتر
cornier stories
داستانهای اغراقآمیزتر
cornier themes
مضامین اغراقآمیزتر
cornier endings
پایانهای اغراقآمیزتر
cornier ideas
ایدههای اغراقآمیزتر
cornier expressions
عبارات اغراقآمیزتر
cornier plots
طرحهای اغراقآمیزتر
his jokes are getting cornier every day.
نکات خندهدار او هر روز آبکیتر میشوند.
that romantic movie was a bit cornier than i expected.
آن فیلم عاشقانه کمی آبکیتر از آن چیزی که انتظار داشتم بود.
she loves cornier songs from the 80s.
او عاشق آهنگهای آبکیتر از دهه 80 است.
sometimes i enjoy cornier tv shows for a good laugh.
گاهی اوقات از تماشای برنامههای تلویزیونی آبکیتر برای خندیدن لذت میبرم.
his pickup lines are getting cornier by the minute.
خطابهای او هر دقیقه آبکیتر میشوند.
that commercial was so corny, i couldn't stop laughing.
تبلیغ آنقدر آبکی بود که نتوانستم جلوی خنده خود را بگیرم.
she rolled her eyes at his cornier attempts at humor.
او با دیدن تلاشهای خندهدار او چشمانش را چرخاند.
he loves to tell cornier stories at family gatherings.
او عاشق تعریف داستانهای آبکیتر در جمعهای خانوادگی است.
it's hard to find a movie that isn't a bit cornier nowadays.
امروزه پیدا کردن فیلمی که کمی آبکی نباشد سخت است.
her cornier puns always make everyone smile.
بازیهای زبانی آبکیتر او همیشه باعث لبخند همه میشود.
cornier than ever
غریبهتر از همیشه
cornier jokes
جکهای اغراقآمیزتر
cornier lines
خطوط اغراقآمیزتر
cornier moments
لحظات اغراقآمیزتر
cornier stories
داستانهای اغراقآمیزتر
cornier themes
مضامین اغراقآمیزتر
cornier endings
پایانهای اغراقآمیزتر
cornier ideas
ایدههای اغراقآمیزتر
cornier expressions
عبارات اغراقآمیزتر
cornier plots
طرحهای اغراقآمیزتر
his jokes are getting cornier every day.
نکات خندهدار او هر روز آبکیتر میشوند.
that romantic movie was a bit cornier than i expected.
آن فیلم عاشقانه کمی آبکیتر از آن چیزی که انتظار داشتم بود.
she loves cornier songs from the 80s.
او عاشق آهنگهای آبکیتر از دهه 80 است.
sometimes i enjoy cornier tv shows for a good laugh.
گاهی اوقات از تماشای برنامههای تلویزیونی آبکیتر برای خندیدن لذت میبرم.
his pickup lines are getting cornier by the minute.
خطابهای او هر دقیقه آبکیتر میشوند.
that commercial was so corny, i couldn't stop laughing.
تبلیغ آنقدر آبکی بود که نتوانستم جلوی خنده خود را بگیرم.
she rolled her eyes at his cornier attempts at humor.
او با دیدن تلاشهای خندهدار او چشمانش را چرخاند.
he loves to tell cornier stories at family gatherings.
او عاشق تعریف داستانهای آبکیتر در جمعهای خانوادگی است.
it's hard to find a movie that isn't a bit cornier nowadays.
امروزه پیدا کردن فیلمی که کمی آبکی نباشد سخت است.
her cornier puns always make everyone smile.
بازیهای زبانی آبکیتر او همیشه باعث لبخند همه میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید