cosponsors

[ایالات متحده]/ˌkəʊˈspɒnsəz/
[بریتانیا]/ˌkoʊˈspɑːnsərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حامیان مشترک یا همکاران سازماندهی کننده

عبارات و ترکیب‌ها

cosponsors agreement

هم‌سرپرستان توافق

cosponsors list

لیست هم‌سرپرستان

cosponsors meeting

جلسه هم‌سرپرستان

cosponsors support

حمایت هم‌سرپرستان

cosponsors role

نقش هم‌سرپرستان

cosponsors network

شبکه هم‌سرپرستان

cosponsors initiative

ابتکار عمل هم‌سرپرستان

cosponsors proposal

پیشنهاد هم‌سرپرستان

cosponsors collaboration

همکاری هم‌سرپرستان

cosponsors event

رویداد هم‌سرپرستان

جملات نمونه

several organizations are cosponsors of the event.

چندین سازمان، حامیان مالی رویداد هستند.

the bill was introduced by a group of cosponsors.

این لایحه توسط گروهی از حامیان مالی معرفی شد.

we need more cosponsors to support this initiative.

ما به حامیان مالی بیشتری برای حمایت از این طرح نیاز داریم.

the conference had multiple cosponsors from different sectors.

این کنفرانس چندین حامی مالی از بخش‌های مختلف داشت.

cosponsors play a vital role in funding research projects.

حامیان مالی نقش مهمی در تامین بودجه پروژه‌های تحقیقاتی ایفا می‌کنند.

many cosponsors joined forces to tackle climate change.

بسیاری از حامیان مالی برای مقابله با تغییرات آب و هوایی متحد شدند.

the program attracted numerous cosponsors from the private sector.

این برنامه حامیان مالی متعددی را از بخش خصوصی جذب کرد.

cosponsors are essential for the success of community programs.

حامیان مالی برای موفقیت برنامه‌های جامعه ضروری هستند.

each cosponsor contributed unique resources to the project.

هر حامی مالی منابع منحصر به فردی را در اختیار پروژه قرار داد.

the event was made possible thanks to the generous cosponsors.

این رویداد به لطف حامیان مالی سخاوتمند امکان پذیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید