cottoning

[ایالات متحده]/ˈkɒtn/
[بریتانیا]/ˈkɑːtn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. الیاف نرم و پفکی که در یک کپسول محافظتی یا غلاف اطراف دانه‌های گیاهان پنبه رشد می‌کند و برای ساخت پارچه، نخ و غیره استفاده می‌شود.
vi. در توافق یا هماهنگی بودن؛ یکدیگر را درک کردن؛ نزدیک بودن
adj. مربوط به یا ساخته شده از پنبه؛ ساخته شده از پنبه.

عبارات و ترکیب‌ها

cotton fabric

پارچه پنبایی

cotton plant

گیاه پنبه

cotton ball

گلوله پنبه‌ای

cotton swab

گل سر پنبه‌ای

cotton clothing

لباس‌های پنبه‌ای

cotton yarn

نخ پنبه

cotton fiber

الیاف پنبه

cotton spinning

ریسندگی پنبه

cotton cloth

پارچه نخی

cotton textile

منسوجات پنبه‌ای

raw cotton

پنبه خام

cotton wool

پنبه

cotton fibre

الیاف پنبه

cotton goods

محصولات پنبه‌ای

cotton thread

نخ پنبه

white cotton

پنبه سفید

cotton pad

بالش پنبه‌ای

cotton piece goods

پارچه‌های پنبه‌ای

combed cotton

پنبه شانه شده

organic cotton

پنبه ارگانیک

cotton mill

کارخانه پنبه

cotton canvas

پارچه کتان

cotton bollworm

کرم شب‌تنه پنبه

جملات نمونه

cotton to a suggestion

پیشنهاد به پنبه

Cotton cloth is made in a cotton mill.

پارچه پنبه ای در یک کارخانه پنبه سازی تولید می شود.

cotton shirts; cotton mills.

پیراهن های پنبه ای؛ کارخانه های پنبه

a cargo of cotton and wheat.

یک محموله پنبه و گندم

cotton is a poor insulator.

پنبه یک عایق ضعیف است.

a pad of cotton wool.

یک پد پنبه

spin cotton into thread

پنبه را به نخ تبدیل کنید

cotton of fine staple

پنبه با الیاف ریز

The price of cotton improves.

قیمت پنبه بهبود می یابد.

cotton and rice planters.

کشاورزان پنبه و برنج

a twirl of cotton candy.

چرخشی از پشم پنبه ای

a glut of cotton goods

یک مازاد کالا های پنبه ای

the cotton and woolen industries

صنعت پنبه و پشم

Cotton is a type of material.

پنبه نوعی ماده است.

Cotton, Egyptian Cotton, Raw Cotton, Extra Long Cotton, Cotton Yarn, Yarn, Egyptian Exporters, Cotton Classer, Controllers Yarn

پنبه، پنبه مصری، پنبه خام، پنبه بلند اضافی، نخ پنبه‌ای، نخ، صادرکنندگان مصری، درجه‌بندی‌کننده پنبه، نخ کنترل‌کننده

nylon cloth with a cotton feel.

پارچه نایلون با حس پنبه.

A girl must cotton to somebody.

یک دختر باید با کسی ارتباط برقرار کند.

نمونه‌های واقعی

By 1862, 75% of Britain's cotton originated in India.

در سال 1862، 75 درصد از پنبه بریتانیا از هند وارد می‌شد.

منبع: The Economist (Summary)

Well, I recommend you to choose the 100% cotton.

خب، من به شما توصیه می‌کنم 100 درصد پنبه را انتخاب کنید.

منبع: Shopping Dialogue for Traveling Abroad:

Without agriculture, there's no cotton, no trees, no viscose.

بدون کشاورزی، هیچ پنبه‌ای، هیچ درختی و هیچ ویسکوزی وجود ندارد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

However, I have a little cotton of my own spinning.

با این حال، من کمی پنبه دارم که خودم می‌چرخانم.

منبع: American Elementary School English 5

One man can now process 50 times more cotton.

حالا یک مرد می‌تواند 50 برابر بیشتر پنبه را فرآوری کند.

منبع: America The Story of Us

In Spanish, we say “shirt of cotton, ” not “cotton shirt.”

در زبان اسپانیایی، می‌گوییم «پیراهن از پنبه»، نه «پیراهن پنبه‌ای».

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

So I looked at cotton and wool and nylon.

بنابراین من به پنبه، پشم و نایلون نگاه کردم.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 13

The stationery is parchment number 17, 100% cotton.

وسایل نوشتاری، پوسته‌ی کاغذ شماره 17، 100 درصد پنبه است.

منبع: Desperate Housewives Season 1

Do you know which field in which country across the world grew that amazing cotton?

آیا می‌دانید کدام مزرعه در کدام کشور در سراسر جهان آن پنبه‌ی شگفت‌انگیز را کشت؟

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

11. Don't use cotton buds. We highly recommend you ditch the q-tips or cotton buds.

11. از گوش پاکن‌های پنبه‌ای استفاده نکنید. ما قویاً توصیه می‌کنیم از پاک‌کن‌های پنبه‌ای یا گوش پاکن‌ها دست بکشید.

منبع: Popular Science Essays

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید