countback

[ایالات متحده]/[ˈkaʊntbæk]/
[بریتانیا]/[ˈkaʊntbæk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روشی برای تعیین برنده در یک تساوی در پایان مسابقه با شمارش تعداد برد هر شرکت‌کننده؛ روش رفع تساوی

عبارات و ترکیب‌ها

countback situation

وضعیت شمارش مجدد

countback rule

قانون شمارش مجدد

countback system

سیستم شمارش مجدد

countback decided

شمارش مجدد تعیین شد

countback process

فرآیند شمارش مجدد

countback tie

تساوی در شمارش مجدد

doing a countback

انجام شمارش مجدد

after a countback

پس از شمارش مجدد

countback result

نتیجه شمارش مجدد

countback win

برنده شمارش مجدد

جملات نمونه

the race ended in a countback after a tie on points.

مسابقه با تساوی امتیازی به احتساب رسید.

we used a countback to determine the final playoff spot.

ما از احتساب برای تعیین جایگاه نهایی پلی‌آف استفاده کردیم.

a countback was necessary to separate the two top contenders.

برای جدا کردن دو مدعی برتر، احتساب ضروری بود.

the countback system favored the player with more wins.

سیستم احتساب به بازیکنی که برنده بازی‌های بیشتری بود، امتیاز می‌داد.

after the tie, the countback decided the championship.

پس از تساوی، احتساب قهرمانی را تعیین کرد.

the countback rule is applied when there's a tie.

قانون احتساب زمانی اعمال می‌شود که تساوی وجود داشته باشد.

the countback procedure was clearly outlined in the rules.

روش احتساب به وضوح در قوانین مشخص شده بود.

the countback ensured fairness in the standings.

احتساب انصاف را در جدول رده‌بندی تضمین کرد.

a complex countback system was implemented for the tournament.

یک سیستم پیچیده احتساب برای مسابقات اجرا شد.

the countback determined the team's overall ranking.

احتساب رتبه کلی تیم را تعیین کرد.

the countback method provided a fair resolution to the tie.

روش احتساب راه حلی منصفانه برای تساوی ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید