countercoup attempt
تلاش برای کودتا علیه کودتا
countercoup strategy
استراتژی ضد کودتا
countercoup forces
نیروهای ضد کودتا
countercoup operation
عملیات ضد کودتا
countercoup plan
برنامه ضد کودتا
countercoup movement
جنبش ضد کودتا
countercoup leader
رهبر ضد کودتا
countercoup response
واکنش به کودتا
countercoup support
حمایت از ضد کودتا
countercoup success
موفقیت ضد کودتا
the military staged a countercoup to regain control.
ارتش یک کودتا علیه کودتا را برای بازپسگیری کنترل ترتیب داد.
after the initial coup, a countercoup was inevitable.
پس از کودتای اولیه، یک کودتا علیه کودتا اجتنابناپذیر بود.
the countercoup was supported by the local population.
کودتا علیه کودتا توسط مردم محلی مورد حمایت قرار گرفت.
political analysts predicted a countercoup would occur.
تحلیلگران سیاسی پیشبینی کردند که یک کودتا علیه کودتا رخ خواهد داد.
the leaders of the countercoup announced their intentions.
رهبران کودتا علیه کودتا اهداف خود را اعلام کردند.
many countries condemned the countercoup as illegal.
بسیاری از کشورها کودتا علیه کودتا را غیرقانونی محکوم کردند.
the countercoup resulted in significant political unrest.
کودتا علیه کودتا منجر به بیثباتی سیاسی قابل توجهی شد.
he was accused of planning a countercoup against the government.
اتهام داشت که در حال برنامهریزی برای کودتا علیه دولت است.
the countercoup failed to achieve its objectives.
کودتا علیه کودتا نتوانست به اهداف خود دست یابد.
international observers monitored the countercoup closely.
ناظران بینالمللی کودتا علیه کودتا را به دقت زیر نظر داشتند.
countercoup attempt
تلاش برای کودتا علیه کودتا
countercoup strategy
استراتژی ضد کودتا
countercoup forces
نیروهای ضد کودتا
countercoup operation
عملیات ضد کودتا
countercoup plan
برنامه ضد کودتا
countercoup movement
جنبش ضد کودتا
countercoup leader
رهبر ضد کودتا
countercoup response
واکنش به کودتا
countercoup support
حمایت از ضد کودتا
countercoup success
موفقیت ضد کودتا
the military staged a countercoup to regain control.
ارتش یک کودتا علیه کودتا را برای بازپسگیری کنترل ترتیب داد.
after the initial coup, a countercoup was inevitable.
پس از کودتای اولیه، یک کودتا علیه کودتا اجتنابناپذیر بود.
the countercoup was supported by the local population.
کودتا علیه کودتا توسط مردم محلی مورد حمایت قرار گرفت.
political analysts predicted a countercoup would occur.
تحلیلگران سیاسی پیشبینی کردند که یک کودتا علیه کودتا رخ خواهد داد.
the leaders of the countercoup announced their intentions.
رهبران کودتا علیه کودتا اهداف خود را اعلام کردند.
many countries condemned the countercoup as illegal.
بسیاری از کشورها کودتا علیه کودتا را غیرقانونی محکوم کردند.
the countercoup resulted in significant political unrest.
کودتا علیه کودتا منجر به بیثباتی سیاسی قابل توجهی شد.
he was accused of planning a countercoup against the government.
اتهام داشت که در حال برنامهریزی برای کودتا علیه دولت است.
the countercoup failed to achieve its objectives.
کودتا علیه کودتا نتوانست به اهداف خود دست یابد.
international observers monitored the countercoup closely.
ناظران بینالمللی کودتا علیه کودتا را به دقت زیر نظر داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید