counterplays

[ایالات متحده]/ˈkaʊntəpleɪ/
[بریتانیا]/ˈkaʊntərpleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استراتژی یا اقداماتی که برای مقابله یا پاسخ به حرکت رقیب انجام می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

counterplay strategy

استراتژی مقابله‌ای

effective counterplay

مقابله مؤثر

counterplay tactics

تاکتیک‌های مقابله‌ای

counterplay options

گزینه‌های مقابله‌ای

counterplay techniques

تکنیک‌های مقابله‌ای

counterplay moves

حرکات مقابله‌ای

counterplay methods

روش‌های مقابله‌ای

counterplay analysis

تجزیه و تحلیل مقابله‌ای

counterplay mechanisms

مکانیزم‌های مقابله‌ای

counterplay response

پاسخ مقابله‌ای

جملات نمونه

they developed a counterplay to their opponent's strategy.

آنها یک ضد بازی برای استراتژی حریف خود توسعه دادند.

the chess master always has a counterplay ready.

استاد شطرنج همیشه یک ضد بازی آماده دارد.

counterplay is essential in competitive games.

ضد بازی در بازی های رقابتی ضروری است.

she used a clever counterplay to win the match.

او از یک ضد بازی هوشمندانه برای بردن مسابقه استفاده کرد.

understanding your enemy's moves allows for effective counterplay.

درک حرکات دشمن به شما امکان می دهد تا ضد بازی موثر داشته باشید.

his counterplay surprised everyone in the tournament.

ضد بازی او همه را در مسابقات شگفت زده کرد.

they practiced various counterplays to improve their chances of winning.

آنها برای بهبود شانس پیروزی خود، ضد بازی های مختلف را تمرین کردند.

counterplay can turn the tide of a game.

ضد بازی می تواند روند یک بازی را تغییر دهد.

the team's counterplay was well-coordinated and effective.

ضد بازی تیم به خوبی هماهنگ و موثر بود.

in strategy games, counterplay is crucial for success.

در بازی های استراتژیک، ضد بازی برای موفقیت حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید