courte

[ایالات متحده]//kɔːrt//
[بریتانیا]//kɔːrt//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کوتاه؛ مختصر؛ کمتر از مقدار لازم.
adv. به طور مختصر؛ ناگهانی؛ به صورت موقت.
شکل‌های واژه
جمعcourtes

جملات نمونه

the staff was very courteous and helped me find what i needed.

پرسنل بسیار لطف و محترم بودند و به من کمک کردند تا آنچه که نیاز داشتم را پیدا کنم.

she gave a courteous response to my question.

او به سوال من پاسخی لطف و محترم داد.

it is important to be courteous to everyone you meet.

اهمیت دارد که به هر کسی که ملاقات می‌کنی لطف و محترم باشی.

the hotel offers courteous service to all guests.

هتل خدمات لطف و محترم به تمام میهمانان ارائه می‌دهد.

he greeted me with a courteous smile.

او با لبخندی لطف و محترم به من سلام کرد.

we appreciate your courteous assistance.

ما از کمک لطف و محترم شما قدردانی می‌کنیم.

the customer representative was extremely courteous.

نماینده مشتری بسیار لطف و محترم بود.

please remain courteous during the meeting.

لطفاً در طول جلسه لطف و محترم باقی بمانید.

their courteous attitude made a good impression.

وضعیت لطف و محترم آنها چیز خوبی ایجاد کرد.

i received a courteous reply to my email.

به ایمیل من پاسخی لطف و محترم دادند.

being courteous is a sign of good manners.

لطف و محترم بودن نشانه‌ای از رفتار مناسب است.

the courteous driver held the door open for elderly passengers.

راننده لطف و محترم در درب را برای مسافران سالمند باز گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید