crackliest sound
صدای ترکدارترین
crackliest chips
چیپسهای ترکدارترین
crackliest leaves
برگهای ترکدارترین
crackliest bark
پوست درخت ترکدارترین
crackliest cookie
کیکهای ترکدارترین
crackliest toast
نان تست ترکدارترین
crackliest crust
پوسته ترکدارترین
crackliest cereal
غلات صبحانه ترکدارترین
crackliest snack
میانوعده ترکدارترین
crackliest popcorn
پاپکورن ترکدارترین
the crackliest leaves crunched underfoot as we walked through the forest.
صدای ترکدار برگها زیر پایمان خرد شد، در حالی که از میان جنگل عبور میکردیم.
she loved the crackliest sound of the campfire as it popped and crackled.
او عاشق صدای ترکدار آتشسوزی بود، زیرا میپرید و ترک میخورد.
the crackliest voice in the choir added a unique charm to the performance.
صدای ترکدار در گروه کر، جذابیت منحصر به فردی به اجرا اضافه کرد.
his laughter was the crackliest sound in the quiet room.
خنده او صدای ترکدار در اتاق آرام بود.
she baked the crackliest cookies for the bake sale.
او ترکدارترین کوکیها را برای فروش شیرینی پخت.
the crackliest branches swayed in the strong wind.
شاخه های ترک دار در باد شدید تاب می خوردند.
he loved the crackliest sound of the old vinyl records.
او عاشق صدای ترکدار گرامافونهای قدیمی بود.
the crackliest texture of the fabric made it perfect for the project.
بافت ترکدار پارچه آن را برای پروژه عالی کرد.
they enjoyed the crackliest chips during the movie night.
آنها از خوردن تراشههای ترکدار در طول شب فیلم لذت بردند.
the crackliest sound of thunder echoed through the valley.
صدای ترکدار رعد در دره طنین انداز شد.
crackliest sound
صدای ترکدارترین
crackliest chips
چیپسهای ترکدارترین
crackliest leaves
برگهای ترکدارترین
crackliest bark
پوست درخت ترکدارترین
crackliest cookie
کیکهای ترکدارترین
crackliest toast
نان تست ترکدارترین
crackliest crust
پوسته ترکدارترین
crackliest cereal
غلات صبحانه ترکدارترین
crackliest snack
میانوعده ترکدارترین
crackliest popcorn
پاپکورن ترکدارترین
the crackliest leaves crunched underfoot as we walked through the forest.
صدای ترکدار برگها زیر پایمان خرد شد، در حالی که از میان جنگل عبور میکردیم.
she loved the crackliest sound of the campfire as it popped and crackled.
او عاشق صدای ترکدار آتشسوزی بود، زیرا میپرید و ترک میخورد.
the crackliest voice in the choir added a unique charm to the performance.
صدای ترکدار در گروه کر، جذابیت منحصر به فردی به اجرا اضافه کرد.
his laughter was the crackliest sound in the quiet room.
خنده او صدای ترکدار در اتاق آرام بود.
she baked the crackliest cookies for the bake sale.
او ترکدارترین کوکیها را برای فروش شیرینی پخت.
the crackliest branches swayed in the strong wind.
شاخه های ترک دار در باد شدید تاب می خوردند.
he loved the crackliest sound of the old vinyl records.
او عاشق صدای ترکدار گرامافونهای قدیمی بود.
the crackliest texture of the fabric made it perfect for the project.
بافت ترکدار پارچه آن را برای پروژه عالی کرد.
they enjoyed the crackliest chips during the movie night.
آنها از خوردن تراشههای ترکدار در طول شب فیلم لذت بردند.
the crackliest sound of thunder echoed through the valley.
صدای ترکدار رعد در دره طنین انداز شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید