craftier than
ظریفتر از
craftier approach
رویکردی ظریفتر
craftier tactics
تاکتیکهای ظریفتر
craftier minds
ذهنهای ظریفتر
craftier schemes
طرحهای ظریفتر
craftier strategies
استراتژیهای ظریفتر
craftier players
بازیکنان ظریفتر
craftier methods
روشهای ظریفتر
craftier solutions
راهحلهای ظریفتر
craftier designs
طراحیهای ظریفتر
the fox is known to be craftier than other animals in the forest.
روباه به این دلیل که از سایر حیوانات جنگلی حیلهگرتر است، شناخته شده است.
she devised a craftier plan to win the competition.
او یک برنامه حیلهگرانهتر برای برنده شدن در مسابقه طراحی کرد.
his craftier tactics helped him outsmart his opponents.
تاکتیکهای حیلهگرانهتر او به او کمک کرد تا حریفانش را فریب دهد.
they believed he was craftier than he appeared.
آنها معتقد بودند که او از آنچه نشان میداد، حیلهگرتر بود.
in negotiations, being craftier can lead to better deals.
در مذاکرات، حیلهگر بودن میتواند منجر به معاملات بهتر شود.
she always finds craftier ways to solve problems.
او همیشه راههای حیلهگرانه برای حل مشکلات پیدا میکند.
the craftier students often get away with cheating.
دانجویان حیلهگر معمولاً از دستکاری کردن جان سالم به در میبرند.
he was craftier in his dealings than anyone realized.
او در معاملات خود از آنچه کسی متوجه شد، حیلهگرتر بود.
craftier strategies are essential for success in business.
استراتژیهای حیلهگرانه برای موفقیت در کسب و کار ضروری هستند.
they needed a craftier approach to attract more customers.
آنها به یک رویکرد حیلهگرانهتر برای جذب مشتریان بیشتر نیاز داشتند.
craftier than
ظریفتر از
craftier approach
رویکردی ظریفتر
craftier tactics
تاکتیکهای ظریفتر
craftier minds
ذهنهای ظریفتر
craftier schemes
طرحهای ظریفتر
craftier strategies
استراتژیهای ظریفتر
craftier players
بازیکنان ظریفتر
craftier methods
روشهای ظریفتر
craftier solutions
راهحلهای ظریفتر
craftier designs
طراحیهای ظریفتر
the fox is known to be craftier than other animals in the forest.
روباه به این دلیل که از سایر حیوانات جنگلی حیلهگرتر است، شناخته شده است.
she devised a craftier plan to win the competition.
او یک برنامه حیلهگرانهتر برای برنده شدن در مسابقه طراحی کرد.
his craftier tactics helped him outsmart his opponents.
تاکتیکهای حیلهگرانهتر او به او کمک کرد تا حریفانش را فریب دهد.
they believed he was craftier than he appeared.
آنها معتقد بودند که او از آنچه نشان میداد، حیلهگرتر بود.
in negotiations, being craftier can lead to better deals.
در مذاکرات، حیلهگر بودن میتواند منجر به معاملات بهتر شود.
she always finds craftier ways to solve problems.
او همیشه راههای حیلهگرانه برای حل مشکلات پیدا میکند.
the craftier students often get away with cheating.
دانجویان حیلهگر معمولاً از دستکاری کردن جان سالم به در میبرند.
he was craftier in his dealings than anyone realized.
او در معاملات خود از آنچه کسی متوجه شد، حیلهگرتر بود.
craftier strategies are essential for success in business.
استراتژیهای حیلهگرانه برای موفقیت در کسب و کار ضروری هستند.
they needed a craftier approach to attract more customers.
آنها به یک رویکرد حیلهگرانهتر برای جذب مشتریان بیشتر نیاز داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید