craggier

[ایالات متحده]/'krægɪ/
[بریتانیا]/'kræɡi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تند و ناهموار; پر از صخره‌ها; خشن و نامنظم در بافت یا سطح. مقایسه‌ای: ناهموارتر، عالی‌ترین: ناهموارترین.

عبارات و ترکیب‌ها

craggy cliffs

مصطبه‌های ناهموار

craggy rocks

صخره‌های ناهموار

craggy terrain

مناظر ناهموار

جملات نمونه

a craggy face with deep-set eyes and bushy brows

یک چهره ناهموار با چشم‌های فرورفته و ابروهای انبوه

The hiker climbed the craggy mountain with determination.

کوهنورد با مصممّیت کوه ناهموار و صخره ای را صعود کرد.

She admired the craggy cliffs along the coastline.

او صخره های ناهموار در امتداد خط ساحلی را تحسین کرد.

The old sailor had a craggy face weathered by years at sea.

دریانورد پیر چهره ای ناهموار و فرسوده داشت که سال ها در دریا گذرانده بود.

The craggy terrain made it difficult for vehicles to pass through.

زمین ناهموار عبور وسایل نقلیه را دشوار می کرد.

The castle was perched on top of a craggy hill overlooking the valley.

قلعه بر بالای تپه ای ناهموار مشرف به دره قرار داشت.

The craggy rocks provided a challenging climbing route for experienced climbers.

صخره های ناهموار یک مسیر صعود چالش برانگیز برای صخره نوران با تجربه فراهم کردند.

The artist captured the craggy texture of the mountain in his painting.

هنرمند بافت ناهموار کوه را در نقاشی خود به تصویر کشید.

The craggy coastline was dotted with small fishing villages.

خط ساحلی ناهموار با روستاهای ماهیگیری کوچک پوشیده شده بود.

His craggy voice added a sense of gravitas to his storytelling.

صدای خشن او حسی از سنگینی را به داستان سرایی او اضافه کرد.

The craggy peaks of the mountains were covered in snow.

قله های ناهموار کوه ها پوشیده از برف بودند.

نمونه‌های واقعی

Sophie, still peering out from the blanket, saw suddenly ahead of her a great craggy mountain.

سوفی، که هنوز از روی پتو بیرون نگاه می‌کرد، ناگهان یک کوه بزرگ و ناهموار را در مقابل خود دید.

منبع: Dream Blower Giant

The mountainous and craggy islets intercepted the beauties of this noble island from the view of the travellers.

جزایر کوهستانی و ناهموار، زیبایی‌های این جزیره نجیب را از دید مسافران پنهان می‌کردند.

منبع: Around the World in Eighty Days

The craggy bread bits are perfect.

تکه‌های نان ناهموار کاملاً بی‌نقص هستند.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

And these chips, I mean, they're just so craggy and fun and hold the dip really nicely.

و این چیپس‌ها، منظورش اینه که خیلی ناهموار و سرگرم‌کننده هستند و واقعاً خوب دیپ را نگه می‌دارند.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

His tall, gaunt, craggy figure had a suggestion of hunger and rapacity.

هیکل بلند، لاغر و ناهموار او، حاکی از گرسنگی و طمع بود.

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes: New Cases (Volume 1)

It is beautiful, it is rugged, it is craggy, and it is memorable.

این زیباست، این خشن است، این ناهموار است و این به یاد ماندنی است.

منبع: CNN 10 Student English Comprehensive Listening August 2016 Collection

When the warrior came, the howling wind and craggy rocks each declared their love for Baldur.

وقتی که جنگجو آمد، باد زوزه‌کشان و صخره‌های ناهموار هر کدام عشق خود را به بالدر ابراز کردند.

منبع: TED-Ed (video version)

And all these little craggy bits will be a little bit crunchy which I kind of like.

و همه این تکه‌های کوچک ناهموار کمی ترد خواهند بود که من کمی دوست دارم.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

Slowly, Noah turned around, and his eyes stared out at me through his craggy green mask.

به آرامی، نوح برگشت و چشمانش از پشت ماسک سبز ناهموارش به من خیره شدند.

منبع: Goosebumps

Larson walks around for months over craggy terrain, his eye trained to the ground for the faintest bone fragments.

لارسون برای ماه‌ها در زمین ناهموار قدم می‌زند، چشمانش برای یافتن کوچک‌ترین تکه‌های استخوان به زمین آموزش داده شده است.

منبع: Freakonomics

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید