cranking

[ایالات متحده]/[ˈkræn.kɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈkræŋ.kɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل چرخاندن یک ماشین با یک دسته یا مفتاح.
v. چرخاندن یک ماشین با یک دسته یا مفتاح؛ کار کردن بسیار سخت یا شدید؛ تولید چیزی با سرعت بالا.
adj. مربوط به یا شامل استفاده از یک مفتاح.

عبارات و ترکیب‌ها

cranking engine

موتور گردنده

cranking handle

مقبض گردنده

cranking up

افزایش دادن گردنده

cranked out

گردنده شده

cranking phone

تلفن گردنده

cranking volume

حجم گردنده

cranking ideas

ایده های گردنده

cranking along

گردنده شدن به طور مداوم

cranked shaft

شافت گردنده

cranking system

سیستم گردنده

جملات نمونه

we're cranking out widgets at a rate of 50 per hour.

ما دوخته‌هایی را با سرعت ۵۰ دسته در ساعت تولید می‌کنیم.

the band was cranking up the volume for the finale.

گروه با افزایش صدایی برای فینال کار می‌کرد.

he's been cranking on this project for weeks.

او در این پروژه به مدت هفته‌ها کار می‌کند.

the engine started cranking after a few tries.

موتور پس از چند تلاش شروع به کار کرد.

they're cranking out new features every month.

آن‌ها هر ماه ویژگی‌های جدیدی را تولید می‌کنند.

the old generator was cranking steadily through the night.

ژنراتور قدیمی در طول شب به طور پایدار کار می‌کرد.

she's cranking up the pressure to finish the deal.

او فشار را افزایش می‌دهد تا معامله را به پایان برساند.

the film crew was cranking away under the hot sun.

تیم فیلم زیر نور خورشید گرم کار می‌کرد.

he's cranking out a new album next year.

او سال آینده یک آلبوم جدید را تولید خواهد کرد.

the team is cranking into high gear for the competition.

تیم برای رقابت به چرخه‌ای سرعت بالا وارد شده است.

the music was so loud, they were cranking it up.

موزیک آنقدر بلند بود که آن‌ها آن را به حداکثر افزایش دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید