craunching

[ایالات متحده]/ˈkrɔːnʧɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkrɔːnʧɪŋ/

ترجمه

n. عمل خرد کردن یا آسیاب کردن چیزی با صدا
v. به آرامی خرد کردن یا جویدن؛ به آرامی روی چیزی پا گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

craunching leaves

خرد شدن برگها

craunching bones

خرد شدن استخوانها

craunching snacks

خرد شدن میان وعده‌ها

craunching gravel

خرد شدن سنگریزه

craunching ice

خرد شدن یخ

craunching cookies

خرد شدن بیسکویت

craunching chips

خرد شدن چیپس

craunching cereal

خرد شدن غلات

craunching apples

خرد شدن سیب

craunching crust

خرد شدن پوسته

جملات نمونه

the sound of leaves craunching underfoot was soothing.

صدای خش خش برگ‌ها زیر پا آرامش‌بخش بود.

she enjoyed the craunching of the snow as she walked.

او از صدای خرد شدن برف هنگام راه رفتن لذت می‌برد.

the craunching of the chips filled the silence in the room.

صدای خرد شدن چیپس‌ها سکوت اتاق را پر کرد.

he listened to the craunching of gravel beneath his tires.

او به صدای خرد شدن سنگریزه زیر لاستیک‌هایش گوش می‌داد.

the dog was happily craunching on its bone.

سگ با خوشحالی مشغول خوردن استخوانش بود.

we could hear the craunching of the ice as we skated.

ما می‌توانستیم صدای خرد شدن یخ را هنگام اسکیت‌سواری بشنویم.

she was lost in thought, the craunching of her snack barely registering.

او غرق در فکر بود، صدای خرد شدن میان وعده‌اش تقریباً ثبت نمی‌شد.

the craunching of the leaves signaled the arrival of autumn.

صدای خش خش برگ‌ها نشان‌دهنده رسیدن پاییز بود.

as the storm passed, the craunching of branches could be heard.

همانطور که طوفان فروکش می‌کرد، صدای خرد شدن شاخه‌ها شنیده می‌شد.

he savored the craunching of the fresh vegetables in his salad.

او از صدای خرد شدن سبزیجات تازه در سالادش لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید