creaked

[ایالات متحده]/kriːkt/
[بریتانیا]/kriːkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای تیز و خشن هنگام حرکت ایجاد کرد

عبارات و ترکیب‌ها

door creaked

در جیرجیر کرد

floor creaked

کف جیرجیر کرد

window creaked

پنجره جیرجیر کرد

chair creaked

صندلی جیرجیر کرد

stairs creaked

پله‌ها جیرجیر کردند

board creaked

تخته جیرجیر کرد

hinge creaked

لولا جیرجیر کرد

bed creaked

تخت جیرجیر کرد

roof creaked

سقف جیرجیر کرد

cabin creaked

کلبه جیرجیر کرد

جملات نمونه

the old door creaked as i opened it.

درِ قدیمی با باز شدن آن صدا داد.

the floor creaked under my weight.

کف با فشار من صدا داد.

the stairs creaked with every step i took.

با هر قدمی که بر می‌داشتم، پله‌ها صدا می‌دادند.

as the wind blew, the shutters creaked loudly.

همراه با وزش باد، دریچه‌ها بلنداً صدا دادند.

the chair creaked when i sat down.

وقتی نشستم، صندلی صدا داد.

the old house creaked in the night.

در طول شب، خانه قدیمی صدا می‌داد.

he heard the door creak and turned around.

او صدای باز شدن در را شنید و برگشت.

the wooden beams creaked under the weight of the snow.

با فشار برف، تیرهای چوبی صدا دادند.

she winced as the floor creaked beneath her feet.

وقتی کف زیر پای او صدا کرد، او مِن‌وجه مِن‌وجه شد.

the attic creaked ominously during the storm.

در طول طوفان، زیرزمین به طرز تهدیدآمیزی صدا داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید