door creaked
در جیرجیر کرد
floor creaked
کف جیرجیر کرد
window creaked
پنجره جیرجیر کرد
chair creaked
صندلی جیرجیر کرد
stairs creaked
پلهها جیرجیر کردند
board creaked
تخته جیرجیر کرد
hinge creaked
لولا جیرجیر کرد
bed creaked
تخت جیرجیر کرد
roof creaked
سقف جیرجیر کرد
cabin creaked
کلبه جیرجیر کرد
the old door creaked as i opened it.
درِ قدیمی با باز شدن آن صدا داد.
the floor creaked under my weight.
کف با فشار من صدا داد.
the stairs creaked with every step i took.
با هر قدمی که بر میداشتم، پلهها صدا میدادند.
as the wind blew, the shutters creaked loudly.
همراه با وزش باد، دریچهها بلنداً صدا دادند.
the chair creaked when i sat down.
وقتی نشستم، صندلی صدا داد.
the old house creaked in the night.
در طول شب، خانه قدیمی صدا میداد.
he heard the door creak and turned around.
او صدای باز شدن در را شنید و برگشت.
the wooden beams creaked under the weight of the snow.
با فشار برف، تیرهای چوبی صدا دادند.
she winced as the floor creaked beneath her feet.
وقتی کف زیر پای او صدا کرد، او مِنوجه مِنوجه شد.
the attic creaked ominously during the storm.
در طول طوفان، زیرزمین به طرز تهدیدآمیزی صدا داد.
door creaked
در جیرجیر کرد
floor creaked
کف جیرجیر کرد
window creaked
پنجره جیرجیر کرد
chair creaked
صندلی جیرجیر کرد
stairs creaked
پلهها جیرجیر کردند
board creaked
تخته جیرجیر کرد
hinge creaked
لولا جیرجیر کرد
bed creaked
تخت جیرجیر کرد
roof creaked
سقف جیرجیر کرد
cabin creaked
کلبه جیرجیر کرد
the old door creaked as i opened it.
درِ قدیمی با باز شدن آن صدا داد.
the floor creaked under my weight.
کف با فشار من صدا داد.
the stairs creaked with every step i took.
با هر قدمی که بر میداشتم، پلهها صدا میدادند.
as the wind blew, the shutters creaked loudly.
همراه با وزش باد، دریچهها بلنداً صدا دادند.
the chair creaked when i sat down.
وقتی نشستم، صندلی صدا داد.
the old house creaked in the night.
در طول شب، خانه قدیمی صدا میداد.
he heard the door creak and turned around.
او صدای باز شدن در را شنید و برگشت.
the wooden beams creaked under the weight of the snow.
با فشار برف، تیرهای چوبی صدا دادند.
she winced as the floor creaked beneath her feet.
وقتی کف زیر پای او صدا کرد، او مِنوجه مِنوجه شد.
the attic creaked ominously during the storm.
در طول طوفان، زیرزمین به طرز تهدیدآمیزی صدا داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید