cred

[ایالات متحده]/krɛd/
[بریتانیا]/krɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت اعتماد و باور شدن
Word Forms
جمعcreds

عبارات و ترکیب‌ها

credit card

کارت اعتباری

credit score

نمره اعتباری

credit report

گزارش اعتباری

credit limit

حد اعتبار

credit union

اتحادیه اعتباری

credit check

بررسی اعتبار

credit history

سابقه اعتباری

credit balance

باقیمانده اعتبار

credit application

درخواست اعتبار

credit counseling

مشاوره اعتباری

جملات نمونه

he has a lot of cred in the music industry.

او اعتبار زیادی در صنعت موسیقی دارد.

her academic cred helped her get the job.

اعتبار علمی او به او کمک کرد تا شغل را بدست آورد.

to gain cred, you need to network effectively.

برای کسب اعتبار، باید به طور موثر شبکه سازی کنید.

his street cred is undeniable among his peers.

اعتبار خیابانی او در بین همسالانش غیرقابل انکار است.

she earned her cred through years of hard work.

او با سال‌ها تلاش سخت، اعتبار خود را کسب کرد.

building cred takes time and consistent effort.

ساختن اعتبار زمان و تلاش مداوم می برد.

having good cred can open many doors in your career.

داشتن اعتبار خوب می تواند درهای زیادی را در مسیر شغلی شما باز کند.

his online cred is boosted by positive reviews.

اعتبار آنلاین او با نظرات مثبت افزایش می یابد.

she lost cred after that controversial statement.

او پس از آن اظهار نظر جنجالی، اعتباری از دست داد.

cred is important in the world of influencers.

اعتبار در دنیای اینفلوئنسرها مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید