crenated

[ایالات متحده]/ˈkriːneɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈkriːneɪtɪd/

ترجمه

adj. دارای لبه‌ی دندانه‌دار یا زینتی

عبارات و ترکیب‌ها

crenated cells

سلول‌های برشی

crenated edges

لبه‌های برشی

crenated surface

سطح برشی

crenated shape

شکل برشی

crenated form

فرم برشی

crenated appearance

ظاهر برشی

crenated structure

ساختار برشی

crenated pattern

الگوی برشی

crenated margins

حاشیه های برشی

crenated outline

طرح برشی

جملات نمونه

the leaf margins are often crenated, giving them a distinct appearance.

حاشیه برگ‌ها اغلب دنده‌دار است و ظاهری متمایز به آن‌ها می‌بخشد.

some species of plants have crenated leaves that attract gardeners.

برخی از گونه‌های گیاهان دارای برگ‌های دنده‌دار هستند که گیاه‌شناسان را جذب می‌کند.

under the microscope, the crenated surface of the cell was visible.

تحت میکروسکوپ، سطح دنده‌دار سلول قابل مشاهده بود.

the crenated edges of the coins made them easy to identify.

لبه‌های دنده‌دار سکه‌ها باعث می‌شد که شناسایی آن‌ها آسان باشد.

crenated structures are often found in various types of algae.

ساختارهای دنده‌دار اغلب در انواع مختلف جلبک یافت می‌شوند.

the artist used a crenated pattern to add texture to the painting.

هنرمند از یک الگوی دنده‌دار برای افزودن بافت به نقاشی استفاده کرد.

during the examination, the doctor noted the crenated appearance of the patient's skin.

در طول معاینه، پزشک ظاهر دنده‌دار پوست بیمار را یادداشت کرد.

crenated shapes can often be seen in nature, especially in flowers.

اشکال دنده‌دار اغلب در طبیعت دیده می‌شوند، به خصوص در گل‌ها.

he described the crenated design as both beautiful and functional.

او طرح دنده‌دار را هم زیبا و هم کاربردی توصیف کرد.

the crenated edges of the fabric added an interesting detail to the dress.

لبه‌های دنده‌دار پارچه جزئیات جالبی به لباس اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید