crenulated edge
لبه دندانهدار
crenulated surface
سطح دندانهدار
crenulated leaf
برگ دندانهدار
crenulated margin
حاشیه دندانهدار
crenulated pattern
الگوی دندانهدار
crenulated structure
ساختار دندانهدار
crenulated form
فرم دندانهدار
crenulated contour
ناهمواری دندانهدار
crenulated outline
طرح دندانهدار
crenulated design
طراحی دندانهدار
the crenulated edges of the building added a unique architectural style.
لبههای دندانهدار ساختمان، سبک معماری منحصربهفردی به آن بخشیده بود.
the crenulated design of the castle walls provided better defense.
طراحی دندانهدار دیوارهای قلعه، دفاع بهتری را فراهم میکرد.
she admired the crenulated pattern on the ancient pottery.
او الگوی دندانهدار روی سفالهای باستانی را تحسین کرد.
the crenulated surface of the rock formations was fascinating.
سطح دندانهدار سازندهای صخرهای جذاب بود.
artists often use crenulated lines to create depth in their drawings.
هنرمندان اغلب از خطوط دندانهدار برای ایجاد عمق در نقاشیهای خود استفاده میکنند.
the crenulated coastline was a popular spot for photographers.
خط ساحلی دندانهدار، مکان محبوبی برای عکاسان بود.
he sketched the crenulated mountains during his hiking trip.
او در طول سفر پیادهروی خود کوههای دندانهدار را طراحی کرد.
the crenulated pattern on the fabric made it visually interesting.
الگوی دندانهدار روی پارچه آن را از نظر بصری جالب میکرد.
the crenulated design on the shield symbolized strength.
طراحی دندانهدار روی سپر نماد قدرت بود.
she chose a crenulated hairstyle for the special occasion.
او یک مدل موی دندانهدار برای مناسبت خاص انتخاب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید