cribben

[ایالات متحده]/ˈkrɪbən/
[بریتانیا]/ˈkrɪbən/

ترجمه

n. کریببن (نام خانوادگی)
Word Forms
جمعcribbens

عبارات و ترکیب‌ها

cribben time

زمان کریبن

جملات نمونه

the sailors used a cribben to secure the heavy cargo on deck.

کشتی‌گردها از یک کریبن برای اطمینان از ثابت بودن بار سنگین روی پل ماهواره استفاده کردند.

do not remove the cribben until the machinery is stable.

تا زمانی که ماشین‌آلات پایدار نباشند، کریبن را حذف نکنید.

we need to replace the worn cribben under the generator.

ما نیاز داریم کریبن ساییده زیر مولد را بازگشتی کنیم.

the carpenter fashioned a sturdy cribben from oak.

تکیه‌گر از چوب گردو یک کریبن محکم ساخت.

a loose cribben can cause significant vibration issues.

یک کریبن آویزان می‌تواند مشکلات لرزش قابل توجهی ایجاد کند.

ensure the cribben is aligned before lowering the engine.

قبل از پایین آوردن موتور، اطمینان حاصل کنید کریبن منطبق است.

the cargo shifted because the cribben was placed incorrectly.

بار جابه‌جای شد زیرا کریبن به درستی قرار نگرفته بود.

always check the cribben for cracks before installation.

قبل از نصب، همیشه کریبن را برای شکستگی‌ها بررسی کنید.

stack the timber using a cribben pattern for better ventilation.

برای تهویه بهتر، چوب را با الگوی کریبن پیش‌بری کنید.

the old cribben broke under the immense weight.

کریبن قدیمی زیر وزن بسیار زیاد شکست.

secure the structure with a cribben at each corner.

در هر گوشه ساختار، از یک کریبن برای اطمینان‌بخشی استفاده کنید.

adjust the cribben to level the platform precisely.

کریبن را تنظیم کنید تا پلتفرم به طور دقیق مسطح شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید