oh cripes
وای خدای من
Cripes, what a mess we're in!
خدای من، چه آشوبی!
Cripes, I forgot to pick up milk on the way home.
خدای من، فراموش کردم شیر را در مسیر خانه بخرم.
He's always saying cripes when he's surprised.
او همیشه وقتی تعجب میکند، میگوید خدای من.
Cripes, the traffic is terrible this morning.
خدای من، ترافیک امروز صبح وحشتناک است.
She exclaimed, 'Cripes, I can't believe I made such a silly mistake!'
او با تعجب گفت: 'خدای من، نمیتوانم باور کنم که مرتکب چنین اشتباه احمقانه ای شدم!'
Cripes, I can't find my keys anywhere!
خدای من، نمیتوانم کلیدهایم را در هیچ کجا پیدا کنم!
Cripes, I almost dropped my phone on the floor!
خدای من، تقریباً تلفن همراه خود را روی زمین انداختم!
He muttered 'cripes' under his breath when he saw the price of the concert tickets.
وقتی قیمت بلیط کنسرت را دید، زیر لب گفت: 'خدای من'.
Cripes, I need to finish this report by the end of the day!
خدای من، باید این گزارش را تا پایان روز تمام کنم!
She always starts her stories with 'Cripes, you won't believe what happened!'
او همیشه داستانهای خود را با این شروع میکند: 'خدای من، باور نخواهید کرد چه اتفاقی افتاد!'
Cripes, I can't believe how fast time flies when you're having fun!
خدای من، نمیتوانم باور کنم چقدر سریع زمان میگذرد وقتی خوش میگذرانید!
oh cripes
وای خدای من
Cripes, what a mess we're in!
خدای من، چه آشوبی!
Cripes, I forgot to pick up milk on the way home.
خدای من، فراموش کردم شیر را در مسیر خانه بخرم.
He's always saying cripes when he's surprised.
او همیشه وقتی تعجب میکند، میگوید خدای من.
Cripes, the traffic is terrible this morning.
خدای من، ترافیک امروز صبح وحشتناک است.
She exclaimed, 'Cripes, I can't believe I made such a silly mistake!'
او با تعجب گفت: 'خدای من، نمیتوانم باور کنم که مرتکب چنین اشتباه احمقانه ای شدم!'
Cripes, I can't find my keys anywhere!
خدای من، نمیتوانم کلیدهایم را در هیچ کجا پیدا کنم!
Cripes, I almost dropped my phone on the floor!
خدای من، تقریباً تلفن همراه خود را روی زمین انداختم!
He muttered 'cripes' under his breath when he saw the price of the concert tickets.
وقتی قیمت بلیط کنسرت را دید، زیر لب گفت: 'خدای من'.
Cripes, I need to finish this report by the end of the day!
خدای من، باید این گزارش را تا پایان روز تمام کنم!
She always starts her stories with 'Cripes, you won't believe what happened!'
او همیشه داستانهای خود را با این شروع میکند: 'خدای من، باور نخواهید کرد چه اتفاقی افتاد!'
Cripes, I can't believe how fast time flies when you're having fun!
خدای من، نمیتوانم باور کنم چقدر سریع زمان میگذرد وقتی خوش میگذرانید!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید