criticiser

[ایالات متحده]/[ˈkrɪsɪzə(r)]/
[بریتانیا]/[ˈkrɪsɪzər]/

ترجمه

n. یک فرد که نظرات یا دستگاه‌های نامطلوبی درباره چیزی بیان می‌کند؛ کسی که اشتباه یا عدم تایید را بیان می‌کند.
v. بیان نظرات یا دستگاه‌های نامطلوب درباره چیزی؛ اشتباه یا عدم تایید کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

a harsh criticiser

کسی که نقد کننده سختگیر است

the criticiser's view

نظر نقد کننده

being a criticiser

بودن یک نقد کننده

criticiser in chief

نقد کننده اصلی

professional criticiser

نقد کننده حرفه ای

self-criticiser

نقد کننده خود

criticiser's comments

کامنت های نقد کننده

become a criticiser

شدن یک نقد کننده

the main criticiser

نقد کننده اصلی

unjust criticiser

نقد کننده نا fairly

جملات نمونه

the relentless criticiser offered harsh feedback on the project proposal.

منتقد ناامید کننده بازخورد سختی در مورد پیشنهاد پروژه ارائه کرد.

she is a vocal criticiser of the government's new policies.

او یک منتقد صدای بلند سیاست های جدید دولت است.

he became a fierce criticiser after experiencing the company's poor customer service.

پس از تجربه خدمات مشتریان ضعیف شرکت، او به یک منتقد شدید تبدیل شد.

the art criticiser praised the artist's innovative use of color.

منتقد هنر از استفاده نوآورانه هنرمند از رنگ تحسین کرد.

a seasoned criticiser, she carefully analyzed the film's narrative structure.

یک منتقد با تجربه، او به دقت ساختار داستان فیلم را تحلیل کرد.

he’s a known criticiser of unrealistic expectations in the workplace.

او یک منتقد معروف انتظارات غیر واقعی در محیط کار است.

the play received criticism from a prominent theatre criticiser.

این نمایش انتقادی از یک منتقد معروف تئاتر دریافت کرد.

being a film criticiser requires a keen eye for detail and nuance.

بودن یک منتقد فیلم نیاز به چشمی حساس برای جزئیات و نюانس دارد.

the academic was a sharp criticiser of the prevailing economic theories.

دانشمند یک منتقد تیز یک نظریه اقتصادی غالب بود.

he acted as a constructive criticiser, offering suggestions for improvement.

او به عنوان یک منتقد سازنده عمل کرد، پیشنهاداتی برای بهبود ارائه داد.

the journalist was a fearless criticiser of corruption within the system.

جورنالیست یک منتقد بی страх فساد در سیستم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید