cross-country skiing
اسکی صحرایی
cross-country race
مسابقه دو امدادی
cross-country trip
سفر بین ایالتی
cross-country flight
پرواز بین ایالتی
cross-country move
انتقال بین ایالتی
cross-country runner
دوچرخهسوار امدادی
cross-country route
مسیر بین ایالتی
cross-country cycling
دوچرخه سواری بین ایالتی
cross-country team
تیم دو امدادی
cross-country walk
پیادهروی بین ایالتی
we're planning a challenging cross-country hike this summer.
ما در حال برنامه ریزی برای یک سفر کوه نوردی چالش برانگیز در سراسر کشور در این تابستان هستیم.
the cross-country runner trained rigorously for months.
دوچرخه سوار در مسافت طولانی ماهها به طور جدی تمرین کرد.
the team made a remarkable cross-country road trip.
تیم یک سفر جادهای چشمگیر در سراسر کشور انجام داد.
he's considering a cross-country move for a new job.
او در نظر دارد برای یک شغل جدید به یک شهر دیگر نقل مکان کند.
the cross-country ski race was incredibly demanding.
مسابقه اسکی در سراسر کشور به طرز باورانکی چالش برانگیز بود.
our cross-country flight will take over twelve hours.
پرواز ما در سراسر کشور بیش از دوازده ساعت طول خواهد کشید.
she enjoys the scenic views on her cross-country bike tour.
او از مناظر دیدنی در سفر دوچرخه سواری خود در سراسر کشور لذت می برد.
the cross-country bus journey was long and tiring.
سفر اتوبوس در سراسر کشور طولانی و خسته کننده بود.
he's participating in a cross-country charity event.
او در یک رویداد خیریه در سراسر کشور شرکت می کند.
the company expanded its operations with a cross-country acquisition.
شرکت با خرید و توسعه در سراسر کشور عملیات خود را گسترش داد.
we embarked on a cross-country adventure last year.
سال گذشته ما یک ماجراجویی در سراسر کشور آغاز کردیم.
cross-country skiing
اسکی صحرایی
cross-country race
مسابقه دو امدادی
cross-country trip
سفر بین ایالتی
cross-country flight
پرواز بین ایالتی
cross-country move
انتقال بین ایالتی
cross-country runner
دوچرخهسوار امدادی
cross-country route
مسیر بین ایالتی
cross-country cycling
دوچرخه سواری بین ایالتی
cross-country team
تیم دو امدادی
cross-country walk
پیادهروی بین ایالتی
we're planning a challenging cross-country hike this summer.
ما در حال برنامه ریزی برای یک سفر کوه نوردی چالش برانگیز در سراسر کشور در این تابستان هستیم.
the cross-country runner trained rigorously for months.
دوچرخه سوار در مسافت طولانی ماهها به طور جدی تمرین کرد.
the team made a remarkable cross-country road trip.
تیم یک سفر جادهای چشمگیر در سراسر کشور انجام داد.
he's considering a cross-country move for a new job.
او در نظر دارد برای یک شغل جدید به یک شهر دیگر نقل مکان کند.
the cross-country ski race was incredibly demanding.
مسابقه اسکی در سراسر کشور به طرز باورانکی چالش برانگیز بود.
our cross-country flight will take over twelve hours.
پرواز ما در سراسر کشور بیش از دوازده ساعت طول خواهد کشید.
she enjoys the scenic views on her cross-country bike tour.
او از مناظر دیدنی در سفر دوچرخه سواری خود در سراسر کشور لذت می برد.
the cross-country bus journey was long and tiring.
سفر اتوبوس در سراسر کشور طولانی و خسته کننده بود.
he's participating in a cross-country charity event.
او در یک رویداد خیریه در سراسر کشور شرکت می کند.
the company expanded its operations with a cross-country acquisition.
شرکت با خرید و توسعه در سراسر کشور عملیات خود را گسترش داد.
we embarked on a cross-country adventure last year.
سال گذشته ما یک ماجراجویی در سراسر کشور آغاز کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید