cross-sections

[ایالات متحده]/[ˈkrɒs ˈsɛkʃənz]/
[بریتانیا]/[ˈkrɑːs ˈsɛkʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از چیزی که به صورت عمود بر طول یا محور اصلی آن بریده شده است؛ نمایش چنین بخشی، به ویژه زمانی که برای نشان دادن ساختار داخلی یک شیء استفاده می‌شود؛ در زمین‌شناسی، مقطع زمین‌شناسی یک نمایش شماتیک از زیر سطح زمین است؛ در مهندسی، مقطع می‌تواند به یک عنصر سازه‌ای اشاره داشته باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

cross-sections analysis

تحلیل مقاطع عرضی

examining cross-sections

بررسی مقاطع عرضی

cross-sections revealed

مقاطع عرضی نشان دادند

analyzing cross-sections

تجزیه و تحلیل مقاطع عرضی

study cross-sections

مطالعه مقاطع عرضی

cross-section view

نمای مقطع عرضی

multiple cross-sections

چندین مقطع عرضی

cross-sections exist

مقاطع عرضی وجود دارند

detailed cross-sections

مقاطع عرضی دقیق

showing cross-sections

نشان دادن مقاطع عرضی

جملات نمونه

the geologist analyzed the rock formations using cross-sections to understand their history.

زمین‌شناس از مقاطع عرضی برای درک تاریخچه آنها، سازنده‌های سنگی را تجزیه و تحلیل کرد.

we took several cross-sections of the tree trunk to determine its age and growth patterns.

ما چندین مقطع عرضی از تنه درخت برداشتیم تا سن و الگوهای رشد آن را تعیین کنیم.

the medical imaging revealed detailed cross-sections of the patient's brain tissue.

تصویربرداری پزشکی مقاطع عرضی مفصلی از بافت مغز بیمار را نشان داد.

the architect presented cross-sections of the building design to the client for approval.

معمار طرح ساختمان را به صورت مقاطع عرضی برای تایید به مشتری ارائه داد.

the engineer used cross-sections to assess the structural integrity of the bridge.

مهندس از مقاطع عرضی برای ارزیابی یکپارچگی سازه پل استفاده کرد.

the artist created a striking artwork using layered cross-sections of colored paper.

هنرمند با استفاده از مقاطع لایه‌لایه کاغذی رنگی، یک اثر هنری چشمگیر ایجاد کرد.

the study examined cross-sections of soil samples to identify mineral composition.

مطالعه مقاطع عرضی نمونه‌های خاک را برای شناسایی ترکیب مواد معدنی بررسی کرد.

the software generated 3d models from multiple cross-sections of the scanned object.

نرم‌افزار مدل‌های سه بعدی را از چندین مقطع عرضی شیء اسکن شده تولید کرد.

the report included cross-sections showing the distribution of pollutants in the river.

گزارش شامل مقاطع عرضی بود که نشان‌دهنده توزیع آلاینده‌ها در رودخانه بود.

we compared cross-sections of healthy and diseased tissue to identify key differences.

ما مقاطع عرضی بافت سالم و بیمار را با هم مقایسه کردیم تا تفاوت‌های کلیدی را شناسایی کنیم.

the research team analyzed cross-sections of fossilized plants to understand ancient ecosystems.

گروه تحقیقاتی مقاطع عرضی گیاهان فسیلی را برای درک اکوسیستم‌های باستانی تجزیه و تحلیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید