crossfires

[ایالات متحده]/ˈkrɒsfaɪə/
[بریتانیا]/ˈkrɔːsfaɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آتش متقابل از حملات متعدد؛ اقدامات شدید در یک اختلاف؛ خسارت جانبی در یک درگیری

عبارات و ترکیب‌ها

caught in crossfire

گرفتار در تیراندازی متقابل

crossfire situation

وضعیت تیراندازی متقابل

crossfire zone

منطقه تیراندازی متقابل

crossfire casualties

جرح و کشته‌های ناشی از تیراندازی متقابل

caught crossfire

گرفتار تیراندازی متقابل

crossfire conflict

درگیری تیراندازی متقابل

crossfire tactics

تاکتیک‌های تیراندازی متقابل

crossfire incident

حادثه تیراندازی متقابل

crossfire warning

هشدار تیراندازی متقابل

crossfire exchange

تبادل تیراندازی متقابل

جملات نمونه

the soldiers found themselves caught in the crossfire.

سربازان متوجه شدند که در میان آتش قرار گرفته‌اند.

many innocent civilians were injured in the crossfire.

بسیاری از غیرنظامیان بی‌گناه در میان آتش زخمی شدند.

during the negotiation, they were wary of getting caught in the crossfire.

در طول مذاکرات، آنها نگران بودند که در میان آتش گرفتار شوند.

the crossfire between the rival gangs escalated quickly.

آتش متقابل بین باندهای رقیب به سرعت تشدید شد.

she was terrified of being in the crossfire of the argument.

او از قرار گرفتن در آتش درگیری وحشت داشت.

the journalist reported from the crossfire zone.

روزنامه‌نگار از منطقه آتش گزارش داد.

he tried to stay safe and avoid the crossfire.

او سعی کرد ایمن بماند و از آتش دوری کند.

the police intervened to stop the crossfire between the protesters.

پلیس برای متوقف کردن آتش متقابل بین معترضان مداخله کرد.

in the movie, the hero was caught in the crossfire of a gang war.

در فیلم، قهرمان در آتش جنگ باندهای رقیب گرفتار شد.

they had to retreat to avoid getting caught in the crossfire.

آنها مجبور شدند عقب‌نشینی کنند تا از گرفتار شدن در آتش جلوگیری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید