crossshaped

[ایالات متحده]/ˈkrɒsʃeɪpt/
[بریتانیا]/ˈkrɔːsʃeɪpt/

ترجمه

adj. چهارگوش؛ به شکل صلیب یا دارای قالبی به شکل صلیب

جملات نمونه

the cathedral features a magnificent crossshaped floor plan that guides visitors through sacred spaces.

این کلیسا دارای یک طرح‌بندی شگفت‌انگیز به شکل صلیب است که بازدیدکنندگان را از طریق فضاهای مقدس هدایت می‌کند.

she designed a crossshaped tattoo on her forearm as a symbol of faith and remembrance.

او یک خالکوبی به شکل صلیب روی ساعد خود طراحی کرد تا نمادی از ایمان و یادبود باشد.

the farmer arranged the crops in a crossshaped pattern to maximize sunlight exposure.

کشاورز محصولات را به شکل یک صلیب مرتب کرد تا حداکثر میزان قرار گرفتن در معرض نور خورشید را به دست آورد.

at the crossroads, the traffic lights form a crossshaped intersection controlling the flow of vehicles.

در تقاطع، چراغ‌های راهنمایی خودروها یک تقاطع به شکل صلیب را تشکیل می‌دهند که جریان خودروها را کنترل می‌کند.

the formal garden includes a crossshaped hedge maze that challenges visitors with its intricate paths.

باغ رسمی شامل یک هزارتوی حائقی به شکل صلیب است که بازدیدکنندگان را با مسیرهای پیچیده‌اش به چالش می‌کشد.

the charity organization adopted a crossshaped logo to represent their humanitarian mission worldwide.

سازمان خیریه از یک لوگوی به شکل صلیب برای نشان دادن مأموریت بشردوستانه خود در سراسر جهان استفاده کرد.

historical records describe the soldier receiving a crossshaped wound during the ancient battle.

سوابق تاریخی توصیف می‌کنند که سرباز در طول نبرد باستانی زخمی به شکل صلیب دریافت کرده است.

astronomers identified a crossshaped formation of stars in the northern hemisphere's night sky.

ستاره‌شناسان یک الگوی ستاره‌ای به شکل صلیب را در آسمان شب نیمکره شمالی شناسایی کردند.

the surgeon noticed a distinctive crossshaped scar on the patient's chest during the examination.

جراح یک جای زخم متمایز به شکل صلیب را در قفسه سینه بیمار در حین معاینه متوجه شد.

military aircraft flew in a crossshaped formation during the national day parade above the capital.

هواپیماهای نظامی در طول رژه روز ملی در یک فرماسیون به شکل صلیب بر فراز پایتخت پرواز کردند.

the antique drawer featured an ornate crossshaped keyhole that required a special skeleton key.

کشوهای قدیمی دارای یک سوراخ کلید پیچیده به شکل صلیب بود که به یک کلید اسکلتی خاص نیاز داشت.

the craftsman burned a crossshaped mark into the wooden furniture to indicate its authenticity.

صنعتگر یک علامت به شکل صلیب را روی مبلمان چوبی سوزاند تا اصالت آن را نشان دهد.

archaeologists discovered a crossshaped artifact buried beneath the temple's foundation stones.

باستان‌شناسان یک شیء باستانی به شکل صلیب را در زیر سنگ‌های بنیان معبد کشف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید