crucify

[ایالات متحده]/'kruːsɪfaɪ/
[بریتانیا]/'krʊsə'fai/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عذاب دادن؛ به صلیب کشیدن؛ محدود کردن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردcrucifies
صفت یا فعل حال استمراریcrucifying
زمان گذشتهcrucified
قسمت سوم فعلcrucified

عبارات و ترکیب‌ها

mocking and crucifying

تمسخر و به صلیب کشیدن

جملات نمونه

our fans would crucify us if we lost.

هواداران ما ما را به صلیب می‌کشیدند اگر شکست می‌خوردیم.

If Jesus Christ were to come today, people would not even crucify Him. They would ask Him to dinner, and hear what He had to say, and make fun of it.

اگر عیسی مسیح امروز می‌آمد، مردم حتی او را به صلیب نمی‌کشیدند. آن‌ها از او دعوت به شام می‌کردند، گوش می‌دادند که چه می‌گوید و از آن مسخره می‌کردند.

Some people believe that he was crucified for his beliefs.

برخی افراد معتقدند که او به خاطر اعتقاداتش به صلیب کشیده شد.

The criminal was sentenced to be crucified for his heinous crimes.

جنایتکار به خاطر جنایات هولناک خود به اعدام به صلیب کشیده شد.

The religious leader was willing to be crucified for his followers.

رهبر مذهبی حاضر بود به خاطر پیروانش به صلیب کشیده شود.

The soldiers were ordered to crucify the rebels as a warning to others.

به سربازان دستور داده شد تا شورشیان را به عنوان یک هشدار به دیگران به صلیب بکشند.

The criminal's body was left to hang on the cross after being crucified.

جسد جنایتکار پس از به صلیب کشیده شدن برای آویزان شدن روی صلیب رها شد.

The condemned man knew he would be crucified for his treason.

مرد محکوم می‌دانست که به خاطر خیانتش به صلیب کشیده خواهد شد.

The crowd watched in horror as the prisoner was crucified in public.

جمعیت با وحشت تماشا کردند که زندانی در ملاء عام به صلیب کشیده می‌شود.

The Roman soldiers carried out the order to crucify the criminals.

سربازان رومی دستور به صلیب کشیدن جنایتکاران را انجام دادند.

The condemned man's family wept as they witnessed him being crucified.

خانواده مرد محکوم در حالی که شاهد به صلیب کشیده شدن او بودند، گریه کردند.

نمونه‌های واقعی

She said the truth could never be crucified.

او گفت حقیقت هرگز نمی‌تواند به صلیب کشیده شود.

منبع: BBC Listening Collection May 2023

And, uh, the critics are gonna crucify me.

و، اوه، منتقدان مرا به صلیب خواهند کشید.

منبع: Our Day This Season 1

Why are you trying to crucify me?

چرا سعی می کنید مرا به صلیب بکشید؟

منبع: Desperate Housewives Season 5

25 It was the third hour when they crucified him.

ساعت سوم بود که او را به صلیب کشیدند.

منبع: Bible (original version)

Rom. 6: 6 Knowing this, that our old man has been crucified with Him…

Rom. 6: 6 با علم به اینکه انسان کهن ما با او به صلیب کشیده شده است…

منبع: 2019 ITERO - The One New Man Fulfilling God’s Purpose

St. Andrew is the patron saint of Scotland and according to legend, he was crucified on an X-shaped cross.

سنت اندرو حامی سنت اسکاتلند است و طبق افسانه، او بر روی یک صلیب با شکل X به صلیب کشیده شد.

منبع: Realm of Legends

It commemorates the death of Jesus, who was crucified on a cross.

این به یادبود مرگ عیسی مسیح است که بر روی صلیب به صلیب کشیده شد.

منبع: World Holidays

Those who fled were caught and crucified by the Romans outside the city.

کسانی که فرار کردند، توسط رومیان در خارج از شهر دستگیر و به صلیب کشیده شدند.

منبع: A Brief History of the World

And crucified a doll dressed like a housewife to protest women's domestic labor.

و یک عروسک لباس‌دار مانند یک زن خانه‌دار را به صلیب کشیدند تا در اعتراض به کار خانگی زنان.

منبع: Vox opinion

The defiant rebel is dying a saviour's death, arms flung wide like the crucified Christ.

سربلند و سرسختانه در حال مرگ به عنوان مرگ یک نجات دهنده است، با دستانی که مانند مسیح به صلیب کشیده شده، باز شده اند.

منبع: The Power of Art - Pablo Picasso

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید