crustier

[ایالات متحده]/ˈkrʌstɪə/
[بریتانیا]/ˈkrʌstɪr/

ترجمه

adj. دارای لایه بیرونی سخت؛ زود خشم یا بدخلق

عبارات و ترکیب‌ها

crustier bread

نان با پوسته تردتر

crustier pizza

پیتزای با پوسته تردتر

crustier edges

لبه‌های با پوسته تردتر

crustier texture

بافت با پوسته تردتر

crustier crust

پوسته با پوسته تردتر

crustier cookie

کیک با پوسته تردتر

crustier topping

تاپینگ با پوسته تردتر

crustier pastry

شیرینی با پوسته تردتر

crustier layer

لایه با پوسته تردتر

crustier snack

میان‌وعده با پوسته تردتر

جملات نمونه

the bread is crustier than i expected.

نان از آنچه انتظار داشتم، خشک‌تر است.

she prefers crustier pizza for its texture.

او ترجیح می‌دهد برای بافتش، پیتزای خشک‌تری داشته باشد.

his attitude has become crustier over the years.

نگاهش در طول سال‌ها خشک‌تر شده است.

the crustier the cookie, the better it tastes.

هرچه کوکی خشک‌تر باشد، طعمش بهتر است.

he likes his toast crustier in the morning.

او دوست دارد صبح‌ها نان تستش خشک‌تر باشد.

crustier bread pairs well with soup.

نان خشک‌تر با سوپ خوب می‌آید.

the crustier the exterior, the softer the inside.

هرچه قسمت بیرونی خشک‌تر باشد، قسمت داخلی نرم‌تر است.

she baked a crustier pie this time.

او این بار یک پای خشک‌تر پخت.

his jokes have become crustier lately.

اخیراً شوخی‌هایش خشک‌تر شده‌اند.

crustier pastries are often more enjoyable.

شیرینی‌جات خشک‌تر اغلب بیشتر لذت‌بخش هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید