cuckoo

[ایالات متحده]/'kʊkuː/
[بریتانیا]/'kʊku/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرنده وحشی.
Word Forms
زمان گذشتهcuckooed
شکل سوم شخص مفردcuckoos
جمعcuckoos
صفت یا فعل حال استمراریcuckooing
قسمت سوم فعلcuckooed

عبارات و ترکیب‌ها

sing cuckoo

اجرای کوکو

cuckoo clock

ساعت کوکو

cuckoo's nest

لانه کوکو

cuckoo bird

پرنده کوکو

جملات نمونه

The cuckoo is the herald of spring.

زاغ مقلد مژده‌رسان بهار است.

In England the cuckoo is the herald of spring.

در انگلستان، زاغ مقلد مژده‌رسان بهار است.

The cuckoo is a harbinger of spring.

زاغ مقلد، نشانه‌آور بهار است.

the cuckoo's eggs are unusually small in proportion to its size.

تخم‌های زاغ مقلد به طور غیرمعمولی کوچک در مقایسه با اندازه آن هستند.

The cuckoo is characterized by its familiar call.

قناری چشم‌بو به دلیل صدای آشنایش مشخص می‌شود.

The cuckoo lays its eggs in other birds’ nests.

زاغ مقلد تخم‌های خود را در لانه‌های پرندگان دیگر می‌گذارد.

anyone who believes that the Bill will be effective is living in cloud cuckoo land .

هر کسی که معتقد است این لایحه موثر خواهد بود، در حال زندگی در سرزمین رؤیاهای عاطفی است.

So she asked her boyfriend:"Would you like to hear a cuckoo chirm?"

So she asked her boyfriend: "Would you like to hear a cuckoo chirm?

Hubei face on the gentle slope near the primeverosidase Baimu cuckoo, a purplish red color and pink.

چهره هوبئی روی دامنه ملایم نزدیک به پرایمورویداز سفیدمویی، زاغ مقلد، رنگ قرمز بنفش و صورتی.

نمونه‌های واقعی

You also go all cuckoo when you hear good news.

شما هم وقتی خبرهای خوبی می‌شنوید، کاملاً دیوانه می‌شوید.

منبع: Modern Family - Season 05

Steph Curry, Sabrina Ionescu, Diana Taurasi, or Larry Bird, cuckoo.

استف کروری، سابرینا یونسکو، دیانا توراسی یا لری برد، دیوانه.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

The city gets to us all went a little cuckoo in the head.

شهر به ما رسید و همه کمی دیوانه در سر شدند.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

Otherwise, people are gonna think you're a major league cuckoo clock.

در غیر این صورت، مردم فکر می‌کنند شما یک ساعت دیوانه‌ساز لیگ بزرگ هستید.

منبع: Gravity Falls Season 1

They have tested the idea that cuckoos mimic hawks—or, at least, that warblers think cuckoos look hawklike.

آنها ایده ای را آزمایش کرده اند که پرستوها طعنه های شاهین ها را تقلید می کنند - یا حداقل، گنجشک ها فکر می کنند که پرستوها شبیه شاهین هستند.

منبع: The Economist - Technology

That cuckoo clock won't go away, Andy!

آن ساعت دیوانه ساز از بین نمی رود، اندی!

منبع: Conan Talk Show

By that standard, Penny is cuckoo for Cocoa Puffs.

بر اساس آن استاندارد، پنی دیوانه کوکاپاف است.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

The bird in the clock gaily hops out and says cuckoo.

پرنده در ساعت با خوشحالی بیرون می پرد و می گوید دیوانه.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

And then, the parents end up raising just the cuckoo chick.

و سپس، والدین فقط جوجه دیوانه را بزرگ می کنند.

منبع: Connection Magazine

The data doesn't mean that all comedians are cuckoo for Cocoa Puffs.

این داده ها به این معنا نیست که همه کمدین ها دیوانه کوکاپاف هستند.

منبع: Science 60 Seconds Listening Compilation February 2014

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید