cusses

[ایالات متحده]/ˈkʌsɪz/
[بریتانیا]/ˈkʌsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ناسزا گفتن یا فحش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

he cusses often

او اغلب فحش می‌دهد

she cusses loudly

او با صدای بلند فحش می‌دهد

they cusses together

آنها با هم فحش می‌دهند

stop cusses now

حالا فحش دادن را متوقف کنید

never cusses again

دیگر هرگز فحش ندهید

who cusses here

چه کسی اینجا فحش می‌دهد؟

he rarely cusses

او به ندرت فحش می‌دهد

why cusses so

چرا آنقدر فحش می‌دهد؟

just cusses away

فقط فحش می‌دهد و می‌رود

جملات نمونه

he often cusses when he gets frustrated.

او اغلب وقتی که او разочарованы می شود، ناسزا می گوید.

she cusses under her breath when things go wrong.

او وقتی که事情 درست نمی شوند، زیر لب ناسزا می گوید.

it’s not polite to cuss in public places.

ناسزا گفتن در مکان های عمومی مؤدبانه نیست.

he cusses like a sailor when he's angry.

وقتی او разочарованы است، او مانند یک ملوان ناسزا می گوید.

she cusses at the tv when her team loses.

وقتی تیم او می بازد، او به تلویزیون ناسزا می گوید.

people often cuss when they stub their toe.

افراد اغلب وقتی انگشت پا را می زنند، ناسزا می گویند.

he doesn't cuss around his children.

او در حضور فرزندانش ناسزا نمی گوید.

she cussed out loud after dropping her phone.

او بعد از انداختن تلفن همراهش با صدای بلند ناسزا گفت.

he tends to cuss when he's playing video games.

او معمولاً وقتی بازی ویدیویی می کند، ناسزا می گوید.

it's common for him to cuss during stressful situations.

این یک امر معمول است که او در شرایط استرس زا ناسزا می گوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید