he swears
او قسم میخورد
she swears
او قسم میخورد
they swears
آنها قسم میخورند
swears by
به ... قسم خوردن
swears off
قطع کردن (قسم خوردن)
swears loudly
با صدای بلند قسم خوردن
swears often
اغراقاً قسم خوردن
swears freely
آزادانه قسم خوردن
swears excessively
به شدت قسم خوردن
swears angrily
با عصبانیت قسم خوردن
she swears by this brand of skincare.
او به این برند مراقبت از پوست اعتقاد راسخ دارد.
he swears he will never lie again.
او قسم می خورد که دیگر دروغ نخواهد گفت.
they swears to protect the environment.
آنها قسم می خورند که از محیط زیست محافظت کنند.
my friend swears he saw a ghost last night.
دوست من قسم می خورد که شب گذشته شبحی دیده است.
she swears she heard the news first.
او قسم می خورد که اول از همه خبر را شنیده است.
he swears he can finish the project by friday.
او قسم می خورد که می تواند پروژه را تا جمعه تمام کند.
they swears allegiance to the country.
آنها قسم وفاداری به کشور می خورند.
she swears to tell the truth in court.
او قسم می خورد که در دادگاه حقیقت را خواهد گفت.
he swears he won't forget your birthday.
او قسم می خورد که سالگرد تولد شما را فراموش نخواهد کرد.
she swears off junk food for a healthier lifestyle.
او برای داشتن یک سبک زندگی سالم، مصرف غذاهای ناسالم را کنار می گذارد.
he swears
او قسم میخورد
she swears
او قسم میخورد
they swears
آنها قسم میخورند
swears by
به ... قسم خوردن
swears off
قطع کردن (قسم خوردن)
swears loudly
با صدای بلند قسم خوردن
swears often
اغراقاً قسم خوردن
swears freely
آزادانه قسم خوردن
swears excessively
به شدت قسم خوردن
swears angrily
با عصبانیت قسم خوردن
she swears by this brand of skincare.
او به این برند مراقبت از پوست اعتقاد راسخ دارد.
he swears he will never lie again.
او قسم می خورد که دیگر دروغ نخواهد گفت.
they swears to protect the environment.
آنها قسم می خورند که از محیط زیست محافظت کنند.
my friend swears he saw a ghost last night.
دوست من قسم می خورد که شب گذشته شبحی دیده است.
she swears she heard the news first.
او قسم می خورد که اول از همه خبر را شنیده است.
he swears he can finish the project by friday.
او قسم می خورد که می تواند پروژه را تا جمعه تمام کند.
they swears allegiance to the country.
آنها قسم وفاداری به کشور می خورند.
she swears to tell the truth in court.
او قسم می خورد که در دادگاه حقیقت را خواهد گفت.
he swears he won't forget your birthday.
او قسم می خورد که سالگرد تولد شما را فراموش نخواهد کرد.
she swears off junk food for a healthier lifestyle.
او برای داشتن یک سبک زندگی سالم، مصرف غذاهای ناسالم را کنار می گذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید