cutaways

[ایالات متحده]/'kʌtəweɪ/
[بریتانیا]/'kʌtəwe/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای لبه پایین برش خورده به شکل گرد
n. یک لباس رسمی؛ یک نمای مقطع.

عبارات و ترکیب‌ها

cutaway view

نمای بریده شده

جملات نمونه

The documentary used a cutaway shot to show the audience the surrounding environment.

فیلم مستند از نمای برش‌خورده برای نشان دادن محیط اطراف به تماشاگران استفاده کرد.

The director decided to include a cutaway of the character's reaction to the news.

کارگردان تصمیم گرفت نمای برش‌خورده‌ای از واکنش شخصیت به خبر را شامل کند.

In the editing process, they added a cutaway to emphasize the significance of the moment.

در فرآیند تدوین، آن‌ها یک نمای برش‌خورده اضافه کردند تا اهمیت آن لحظه را برجسته کنند.

The TV show often uses cutaways to provide comedic relief.

برنامه تلویزیونی اغلب از نمای برش‌خورده برای ایجاد تسکین خنده‌دار استفاده می‌کند.

During the interview, they inserted a cutaway of the location where the event took place.

در طول مصاحبه، آن‌ها یک نمای برش‌خورده از مکانی که رویداد در آن رخ داد، وارد کردند.

The cutaway shot revealed the secret hiding behind the door.

نمای برش‌خورده، راز پنهان پشت در را آشکار کرد.

The film used a cutaway to transition between different time periods.

فیلم از نمای برش‌خورده برای انتقال بین دوره‌های زمانی مختلف استفاده کرد.

The editor suggested adding a cutaway to break up the long dialogue scene.

تدوینگر پیشنهاد کرد نمای برش‌خورده‌ای اضافه شود تا صحنه گفتگوهای طولانی را قطع کند.

The cutaway to the flashback helped provide context for the character's actions.

نمای برش‌خورده به صحنه فلش‌بک به ارائه زمینه برای اقدامات شخصیت کمک کرد.

The cutaway shot of the city skyline added a sense of scale to the scene.

نمای برش‌خورده از خط افق شهر، حسی از مقیاس را به صحنه اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید