cutout

[ایالات متحده]/'kʌt,aʊt/
[بریتانیا]/'kʌt,aʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. الگو یا طرحی که از پارچه یا کاغذ بریده شده است
n. یک دریچه اگزوز
n. یک کلید مدار

عبارات و ترکیب‌ها

cutout image

تصویر برش‌خورده

cutout tool

ابزار برش

cutout background

زمینه برش‌خورده

precise cutout

برش دقیق

جملات نمونه

Seuss, using cutout and paintbox animation of the original illustrations.

سوس، با استفاده از تکنیک‌های کات‌اوت و انیمیشن رنگ‌مایه‌ای از تصاویر اصلی.

She used a cutout template to create the perfect shape for her art project.

او از یک الگو برش‌خورده برای ایجاد شکل مناسب برای پروژه هنری خود استفاده کرد.

The cutout of a cat was placed on the window sill as a decoration.

برش گربه روی طاقچه پنجره به عنوان تزئین قرار داده شد.

The children enjoyed making cutout snowflakes for the winter display.

کودکان از ساختن شکلک‌های برش‌خورده برای نمایش زمستانی لذت بردند.

The cutout letters were arranged to spell out the message on the poster.

حروف برش‌خورده به گونه‌ای چیده شده بودند که پیام روی پوستر را نشان دهند.

She used a cutout dress pattern to sew her own outfit.

او از یک الگوی برش‌خورده لباس برای دوخت لباس خودش استفاده کرد.

The cutout shapes were pasted onto the collage to add dimension.

شکل‌های برش‌خورده روی کولاژ چسبانده شدند تا بعد ایجاد شود.

The artist created a stunning piece of art using cutout techniques.

هنرمند با استفاده از تکنیک‌های برش، یک اثر هنری خیره‌کننده خلق کرد.

The cutout of a star was hung from the ceiling as a festive decoration.

برش ستاره از سقف آویزان شد تا به عنوان تزئین جشن‌آمیز استفاده شود.

She carefully traced the cutout shape onto the fabric before cutting it out.

او قبل از برش زدن، به دقت شکل برش‌خورده را روی پارچه ترسیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید