détraquer

[ایالات متحده]/[de.tʁa.ke]/
[بریتانیا]/[de.tʁa.ke]/

ترجمه

v. باعث ایجاد خرابی شدن؛ فункشنهای مناسب را از مکانیزم، بدن یا ذهن نابود کردن؛ سخت گیر شدن؛ از حالت عقلانی خارج کردن (اغلب به صورت بازتابی به عنوان "se détraquer" استفاده می‌شود).

جملات نمونه

the scandal completely détraqué his reputation.

این اسکاندال به طور کامل شهرت او را به هم ریخت.

lack of sleep can détraquer your mental balance.

کمبود خواب می‌تواند تعادل روانی شما را به هم ریخت.

the unexpected news completely détraqué her.

خبر غیرمنتظره به طور کامل او را به هم ریخت.

the mechanical failure détraqué the entire system.

نیروی مکانیکی سیستم کلی را به هم ریخت.

too much pressure can détraquer even the strongest mind.

فشار زیاد می‌تواند حتی قوی‌ترین ذهن را به هم ریخت.

the sudden change in plans détraqué their schedule.

تغییر ناگهانی در برنامه‌ها برنامه‌ریزی آن‌ها را به هم ریخت.

his obsession with work began to détraquer his health.

عشق او به کار شروع به به هم ریختن سلامتی او کرد.

the pandemic has détraqué global supply chains.

پاندمی زنجیره‌های تأمین جهانی را به هم ریخت.

the divorce totally détraqué him emotionally.

این طلاق به طور کامل او را از نظر عاطفی به هم ریخت.

technical difficulties détraqué the live broadcast.

مشکلات فنی پخش زنده را به هم ریخت.

the shock détraqué his usually calm demeanor.

شок رفتار معمولاً آرامش‌بخش او را به هم ریخت.

counterfeit products have détraqué the market.

محصولات جعلی باعث به هم ریختن بازار شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید