daub with paint
نقاشی با رنگ
sloppy daubing
نقاشی رنگ با دقت پایین
daub on canvas
نقاشی روی بوم
daub of color
لکه رنگ
a daub of paint.
یک لکه رنگ.
to daub a wall with paint
دیوار را با رنگ نقاشی کردن
They are daubing paint on the wall.
آنها در حال نقاشی کردن دیوار با رنگ هستند.
they daubed graffiti on the walls.
آنها گرافیتی روی دیوارها نقاشی کردند.
The paint was daubed on inartistically.
رنگ به طور غیر هنرمندانه نقاشی شد.
I am a dauber in clay.
من یک نقاش روی سفال هستم.
she daubed her face with night cream.
او صورت خود را با کرم شب نقاشی کرد.
a canvas with paint daubed on it.
یک بوم با رنگی که روی آن پاشیده شده است.
Just keep your dauber up and your mouth shut.
فقط قلم موی خود را بالا نگه دارید و دهان خود را ببندید.
Dauber: Do you earn a living as a film-maker?
نقاش: آیا از طریق فیلمسازی امرار معاش میکنید؟
Direction: Daub the floor with it by a wax swob,and thwn scrub it by a polishing machine.
دستورالعمل: کف را با آن با یک اسکراب مومی نقاشی کنید و سپس آن را با یک دستگاه صیقلدهنده تمیز کنید.
Direction: Jest daub the floor with upper wax by a wax swob.
دستورالعمل: کف را با مومی بالایی با یک اسکراب مومی نقاشی کنید.
Thermalization adds his to leave when using, brush with wool next dipping in daub cut.
گرمازایی، افزودن آن برای ترک کردن هنگام استفاده، قلم مو با پشم و سپس غوطهور شدن در برش نقاشی.
METHODS Daubing the affected part of the flat verruca with achromatous iodine tincture for 2 or 3 weeks.
روش ها: نقاشی کردن قسمت آسیب دیده از زگیل صاف با محلول ید غیر کروماتیک به مدت 2 یا 3 هفته.
His face expressed his bepuzzlement. He stared at what seemed a careless daub of paint, then stepped away.
چهرهاش سردرگمی او را نشان داد. او به آنچه به نظر میرسید یک لکه رنگ بیاحتیاط میرسید، نگاه کرد و سپس کنار رفت.
Say unto them which daub it with untempered morter, that it shall fall: there shall be an overflowing shower;
به آنها بگو که آن را با ملات غیرقابل استفاده نقاشی میکنند، آن سقوط خواهد کرد: بارانی سیلآسا خواهد بود;
daub with paint
نقاشی با رنگ
sloppy daubing
نقاشی رنگ با دقت پایین
daub on canvas
نقاشی روی بوم
daub of color
لکه رنگ
a daub of paint.
یک لکه رنگ.
to daub a wall with paint
دیوار را با رنگ نقاشی کردن
They are daubing paint on the wall.
آنها در حال نقاشی کردن دیوار با رنگ هستند.
they daubed graffiti on the walls.
آنها گرافیتی روی دیوارها نقاشی کردند.
The paint was daubed on inartistically.
رنگ به طور غیر هنرمندانه نقاشی شد.
I am a dauber in clay.
من یک نقاش روی سفال هستم.
she daubed her face with night cream.
او صورت خود را با کرم شب نقاشی کرد.
a canvas with paint daubed on it.
یک بوم با رنگی که روی آن پاشیده شده است.
Just keep your dauber up and your mouth shut.
فقط قلم موی خود را بالا نگه دارید و دهان خود را ببندید.
Dauber: Do you earn a living as a film-maker?
نقاش: آیا از طریق فیلمسازی امرار معاش میکنید؟
Direction: Daub the floor with it by a wax swob,and thwn scrub it by a polishing machine.
دستورالعمل: کف را با آن با یک اسکراب مومی نقاشی کنید و سپس آن را با یک دستگاه صیقلدهنده تمیز کنید.
Direction: Jest daub the floor with upper wax by a wax swob.
دستورالعمل: کف را با مومی بالایی با یک اسکراب مومی نقاشی کنید.
Thermalization adds his to leave when using, brush with wool next dipping in daub cut.
گرمازایی، افزودن آن برای ترک کردن هنگام استفاده، قلم مو با پشم و سپس غوطهور شدن در برش نقاشی.
METHODS Daubing the affected part of the flat verruca with achromatous iodine tincture for 2 or 3 weeks.
روش ها: نقاشی کردن قسمت آسیب دیده از زگیل صاف با محلول ید غیر کروماتیک به مدت 2 یا 3 هفته.
His face expressed his bepuzzlement. He stared at what seemed a careless daub of paint, then stepped away.
چهرهاش سردرگمی او را نشان داد. او به آنچه به نظر میرسید یک لکه رنگ بیاحتیاط میرسید، نگاه کرد و سپس کنار رفت.
Say unto them which daub it with untempered morter, that it shall fall: there shall be an overflowing shower;
به آنها بگو که آن را با ملات غیرقابل استفاده نقاشی میکنند، آن سقوط خواهد کرد: بارانی سیلآسا خواهد بود;
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید