paint daubs
لکههای رنگ
daubs of color
لکههای رنگ
daubs of paint
لکههای رنگ
quick daubs
لکههای سریع
daubs on canvas
لکهها روی بوم نقاشی
random daubs
لکههای تصادفی
thick daubs
لکههای ضخیم
colorful daubs
لکههای رنگارنگ
small daubs
لکههای کوچک
daubs of ink
لکههای جوهر
she daubs paint on the canvas with a brush.
او با یک برس رنگ را روی بوم میمالد.
the artist daubs colors to create a vibrant scene.
هنرمند رنگها را برای ایجاد صحنهای پر جنب و جوش میمالد.
he daubs a bit of glue on the paper.
او کمی چسب را روی کاغذ میمالد.
she daubs her cheeks with blush before the party.
او قبل از مهمانی گونههای خود را با رژگونه میمالد.
the child daubs finger paint all over the paper.
کودک تمام رنگ انگشتی را روی کاغذ میمالد.
he daubs the wall with a fresh coat of paint.
او دیوار را با یک لایه رنگ تازه میمالد.
she daubs the edges of the fabric with dye.
او لبههای پارچه را با رنگ میمالد.
the chef daubs sauce on the plate for presentation.
سرآشپز سس را برای ارائه روی بشقاب میمالد.
he daubs a little oil on the pan before cooking.
او قبل از پختن کمی روغن روی تابه میمالد.
she daubs her lips with a touch of lipstick.
او لبهای خود را با کمی رژ لب میمالد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید