daubs

[ایالات متحده]/dɔːbz/
[بریتانیا]/dɔbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک ماده را به طرز بی‌دقت یا شتاب‌زده اعمال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

paint daubs

لکه‌های رنگ

daubs of color

لکه‌های رنگ

daubs of paint

لکه‌های رنگ

quick daubs

لکه‌های سریع

daubs on canvas

لکه‌ها روی بوم نقاشی

random daubs

لکه‌های تصادفی

thick daubs

لکه‌های ضخیم

colorful daubs

لکه‌های رنگارنگ

small daubs

لکه‌های کوچک

daubs of ink

لکه‌های جوهر

جملات نمونه

she daubs paint on the canvas with a brush.

او با یک برس رنگ را روی بوم می‌مالد.

the artist daubs colors to create a vibrant scene.

هنرمند رنگ‌ها را برای ایجاد صحنه‌ای پر جنب و جوش می‌مالد.

he daubs a bit of glue on the paper.

او کمی چسب را روی کاغذ می‌مالد.

she daubs her cheeks with blush before the party.

او قبل از مهمانی گونه‌های خود را با رژگونه می‌مالد.

the child daubs finger paint all over the paper.

کودک تمام رنگ انگشتی را روی کاغذ می‌مالد.

he daubs the wall with a fresh coat of paint.

او دیوار را با یک لایه رنگ تازه می‌مالد.

she daubs the edges of the fabric with dye.

او لبه‌های پارچه را با رنگ می‌مالد.

the chef daubs sauce on the plate for presentation.

سرآشپز سس را برای ارائه روی بشقاب می‌مالد.

he daubs a little oil on the pan before cooking.

او قبل از پختن کمی روغن روی تابه می‌مالد.

she daubs her lips with a touch of lipstick.

او لب‌های خود را با کمی رژ لب می‌مالد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید