dauber

[ایالات متحده]/ˈdɔːbə/
[بریتانیا]/ˈdɔːbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که رنگ می‌زند؛ شخصی که به طور بی‌دقت رنگ یا مواد دیگر را اعمال می‌کند؛ شخصی که در گرافیتی یا نقاشی بی‌دقت مشغول است.

عبارات و ترکیب‌ها

paint dauber

قلم‌مو رنگ

foam dauber

دابر فوم

dauber brush

برس داوبر

ink dauber

داوبر جوهر

dauber tool

ابزار داوبر

dauber applicator

اپلیکاتور داوبر

dauber set

ست داوبر

dauber technique

تکنیک داوبر

dauber art

هنر داوبر

dauber marker

ماژیک داوبر

جملات نمونه

the artist used a dauber to apply the paint smoothly.

هنرمند از یک داوبر برای اعمال رنگ به طور یکنواخت استفاده کرد.

she preferred to use a dauber instead of a brush for finer details.

او ترجیح می داد به جای قلم مو از یک داوبر برای جزئیات بیشتر استفاده کند.

a dauber can create interesting textures on the canvas.

یک داوبر می تواند بافت های جالب روی بوم ایجاد کند.

he bought a new dauber for his painting class.

او یک داوبر جدید برای کلاس نقاشی خود خرید.

using a dauber, she added layers of color to her artwork.

با استفاده از یک داوبر، او لایه های رنگی به اثر هنری خود اضافه کرد.

the dauber allows for more control over the paint application.

داوبر امکان کنترل بیشتر بر نحوه استفاده از رنگ را فراهم می کند.

he cleaned his dauber after finishing the painting session.

او داوبر خود را بعد از اتمام جلسه نقاشی تمیز کرد.

she demonstrated how to use a dauber effectively in her workshop.

او نحوه استفاده موثر از یک داوبر را در کارگاه خود نشان داد.

the dauber was essential for achieving the desired effect.

داوبر برای دستیابی به جلوه مورد نظر ضروری بود.

he experimented with different sizes of daubers for various techniques.

او با اندازه های مختلف داوبر برای تکنیک های مختلف آزمایش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید