paint dauber
قلممو رنگ
foam dauber
دابر فوم
dauber brush
برس داوبر
ink dauber
داوبر جوهر
dauber tool
ابزار داوبر
dauber applicator
اپلیکاتور داوبر
dauber set
ست داوبر
dauber technique
تکنیک داوبر
dauber art
هنر داوبر
dauber marker
ماژیک داوبر
the artist used a dauber to apply the paint smoothly.
هنرمند از یک داوبر برای اعمال رنگ به طور یکنواخت استفاده کرد.
she preferred to use a dauber instead of a brush for finer details.
او ترجیح می داد به جای قلم مو از یک داوبر برای جزئیات بیشتر استفاده کند.
a dauber can create interesting textures on the canvas.
یک داوبر می تواند بافت های جالب روی بوم ایجاد کند.
he bought a new dauber for his painting class.
او یک داوبر جدید برای کلاس نقاشی خود خرید.
using a dauber, she added layers of color to her artwork.
با استفاده از یک داوبر، او لایه های رنگی به اثر هنری خود اضافه کرد.
the dauber allows for more control over the paint application.
داوبر امکان کنترل بیشتر بر نحوه استفاده از رنگ را فراهم می کند.
he cleaned his dauber after finishing the painting session.
او داوبر خود را بعد از اتمام جلسه نقاشی تمیز کرد.
she demonstrated how to use a dauber effectively in her workshop.
او نحوه استفاده موثر از یک داوبر را در کارگاه خود نشان داد.
the dauber was essential for achieving the desired effect.
داوبر برای دستیابی به جلوه مورد نظر ضروری بود.
he experimented with different sizes of daubers for various techniques.
او با اندازه های مختلف داوبر برای تکنیک های مختلف آزمایش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید