dawdlings

[ایالات متحده]/ˈdɔːdlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈdɔːdlɪŋz/

ترجمه

v. اتلاف وقت; بیکاری
adj. تنبل; ولگردی

عبارات و ترکیب‌ها

dawdlings at work

گشت و گذار در حین کار

stop the dawdlings

جلوگيري از گشت و گذار

dawdlings during meetings

گشت و گذار در طول جلسات

no more dawdlings

ديگر هيچ گشت و گذاري

calling out dawdlings

اشاره به گشت و گذار

avoid the dawdlings

اجتناب از گشت و گذار

dawdlings in class

گشت و گذار در کلاس

dawdlings on tasks

گشت و گذار در حين انجام وظايف

dawdlings while waiting

گشت و گذار در حين انتظار

encourage no dawdlings

تشويق به عدم گشت و گذار

جملات نمونه

stop dawdlings and start working on the project.

دست و پا چلفتی را متوقف کنید و شروع به کار روی پروژه کنید.

the kids were dawdlings instead of finishing their homework.

به جای انجام تکالیفشان، بچه‌ها دست و پا چلفتی بودند.

she always has a tendency for dawdlings when getting ready.

وقتی که آماده می شود، او همیشه تمایلی به دست و پا چلفتی دارد.

his dawdlings cost us valuable time during the meeting.

دست و پا چلفتی های او زمان ارزشمند ما را در طول جلسه هزینه کرد.

we can't afford any dawdlings if we want to meet the deadline.

اگر می خواهیم مهلت مقرر را رعایت کنیم، نمی توانیم تحمل دست و پا چلفتی را داشته باشیم.

after several dawdlings, they finally made a decision.

پس از چندین دست و پا چلفتی، آنها بالاخره تصمیمی گرفتند.

his dawdlings in the morning made him late for work.

دست و پا چلفتی های او در صبح باعث شد دیر به سر کار برود.

let's not have any more dawdlings; we need to leave now.

بیایید دیگر دست و پا چلفتی نکنیم؛ ما باید اکنون برویم.

she was tired of his constant dawdlings during their outings.

او از دست و پا چلفتی های مداوم او در طول گردش هایشان خسته شده بود.

his dawdlings were frustrating the entire team.

دست و پا چلفتی های او باعث ناراحتی کل تیم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید